messmate

[ایالات متحده]/ˈmɛsmeɪt/
[بریتانیا]/ˈmɛsmeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که با دیگری وعده غذایی یا میز را شریک می‌شود؛ یک گونه از درخت اکالیپتوس
Word Forms
جمعmessmates

عبارات و ترکیب‌ها

messmate buddy

همدم

messmate friend

دوست

messmate crew

خدمه

messmate support

حمایت

messmate team

تیم

messmate relationship

ارتباط

messmate duties

وظایف

messmate bond

پیوند

messmate experience

تجربه

messmate role

نقش

جملات نمونه

my messmate always helps me with my homework.

هم‌خونه‌ام همیشه در انجام تکالیفم به من کمک می‌کند.

we shared a room in college as messmates.

ما به عنوان هم‌خونه در دانشگاه یک اتاق مشترک داشتیم.

it's great to have a messmate who shares similar interests.

داشتن یک هم‌خونه که علایق مشابهی دارد عالی است.

my messmate cooked dinner for us last night.

هم‌خونه‌ام شب گذشته برای ما شام پخت.

we often study together as messmates.

ما اغلب به عنوان هم‌خونه با هم درس می‌خوانیم.

being messmates helped us build a strong friendship.

هم‌خونه بودن به ما کمک کرد تا یک دوستی قوی ایجاد کنیم.

my messmate is always up for a game of chess.

هم‌خونه‌ام همیشه برای یک بازی شطرنج آماده است.

we have a messmate agreement to keep our room clean.

ما یک توافقنامه هم‌خونه داریم تا اتاقمان را تمیز نگه داریم.

my messmate introduced me to new music.

هم‌خونه‌ام موسیقی جدید را به من معرفی کرد.

as messmates, we support each other in tough times.

به عنوان هم‌خونه، ما در زمان‌های سخت از یکدیگر حمایت می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید