metacarpal

[ایالات متحده]/ˌmɛtəˈkɑːpəl/
[بریتانیا]/ˌmɛtəˈkɑrpəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان دست
adj. مربوط به متاکارپ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

metacarpal fracture

شکستگی متاکارپال

metacarpal bone

استخوان متاکارپال

metacarpal joint

مفصل متاکارپال

metacarpal injury

آسیب متاکارپال

metacarpal pain

درد متاکارپال

metacarpal alignment

تراز متاکارپال

metacarpal surgery

جراحی متاکارپال

metacarpal length

طول متاکارپال

metacarpal assessment

ارزیابی متاکارپال

metacarpal mobility

تحرک متاکارپال

جملات نمونه

the metacarpal bones connect the wrist to the fingers.

استخوان‌های متاکارپال مچ دست را به انگشتان متصل می‌کنند.

injuries to the metacarpal can affect hand function.

آسیب به متاکارپال می‌تواند بر عملکرد دست تأثیر بگذارد.

doctors often examine the metacarpal area for fractures.

پزشکان اغلب ناحیه متاکارپال را برای بررسی شکستگی‌ها معاینه می‌کنند.

the metacarpal joint allows for finger movement.

مفصل متاکارپال به حرکت انگشتان اجازه می‌دهد.

metacarpal pain can result from repetitive strain.

درد متاکارپال می‌تواند ناشی از فشار تکراری باشد.

she had surgery to repair a broken metacarpal.

او برای ترمیم متاکارپال شکسته تحت عمل جراحی قرار گرفت.

physical therapy can help rehabilitate metacarpal injuries.

فیزیوتراپی می‌تواند به توانبخشی آسیب‌های متاکارپال کمک کند.

the structure of the metacarpal is essential for grip strength.

ساختار متاکارپال برای قدرت گرفتن ضروری است.

metacarpal alignment is crucial for proper hand function.

تراز متاکارپال برای عملکرد صحیح دست بسیار مهم است.

he felt pain in his metacarpal after the fall.

او بعد از سقوط در متاکارپال خود احساس درد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید