metics

[ایالات متحده]/ˈmɛtɪk/
[بریتانیا]/ˈmɛtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خارجی با حقوق شهروندی جزئی در یونان باستان؛ بیگانه ساکن در یونان باستان

عبارات و ترکیب‌ها

cosmetic surgery

جراحی زیبایی

meticulous planning

برنامه‌ریزی دقیق

meticulous attention

توجه دقیق

cosmetic products

محصولات آرایشی

meticulous detail

جزئیات دقیق

cosmetic enhancements

بهبودهای زیبایی

جملات نمونه

she is a metic in the field of linguistics.

او یک متریک در زمینه زبان‌شناسی است.

the metic community has a rich cultural heritage.

جامعه متریک دارای میراث فرهنگی غنی است.

many metics contribute significantly to the local economy.

بسیاری از متریک ها سهم قابل توجهی در اقتصاد محلی دارند.

as a metic, he faced unique challenges in adapting.

به عنوان یک متریک، او با چالش های منحصر به فرد در انطباق روبرو شد.

the city has a long history of welcoming metics.

این شهر سابقه طولانی استقبال از متریک ها دارد.

metics often bring diverse perspectives to discussions.

متریک ها اغلب دیدگاه های متنوعی را به بحث ها می آورند.

she learned the language quickly as a metic.

او به عنوان یک متریک، به سرعت زبان را یاد گرفت.

metics play an essential role in cultural exchange.

متریک ها نقش ضروری در تبادل فرهنگی ایفا می کنند.

his experiences as a metic shaped his worldview.

تجربیات او به عنوان یک متریک، جهان بینی او را شکل داد.

many metics are eager to share their traditions.

بسیاری از متریک ها مشتاق به اشتراک گذاری سنت های خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید