mezzotints

[ایالات متحده]/ˈmɛzəʊtɪnt/
[بریتانیا]/ˈmɛzəˌtɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکنیک حکاکی با استفاده از یک صفحه فلزی؛ یک روش چاپ با استفاده از یک صفحه فلزی
vt. حکاکی کردن با استفاده از روش مزوتینت؛ تبدیل چیزی به یک صفحه فلزی

عبارات و ترکیب‌ها

mezzotint print

چاپ میزوتیت

mezzotint technique

تکنیک میزوتیت

mezzotint artist

هنرمند میزوتیت

mezzotint plate

صفحه میزوتیت

mezzotint effect

اثر میزوتیت

mezzotint style

سبک میزوتیت

mezzotint process

فرآیند میزوتیت

mezzotint image

تصویر میزوتیت

mezzotint block

بلوک میزوتیت

mezzotint art

هنر میزوتیت

جملات نمونه

he created a stunning mezzotint of the landscape.

او یک mezzotint چشمگیر از منظره ایجاد کرد.

the artist specialized in mezzotint techniques.

هنرمند در تکنیک های mezzotint تخصص داشت.

mezzotint prints are known for their rich textures.

چاپ های mezzotint به خاطر بافت های غنی خود شناخته می شوند.

she admired the mezzotint hanging on the wall.

او mezzotint آویخته روی دیوار را تحسین کرد.

learning mezzotint requires patience and skill.

یادگیری mezzotint نیاز به صبر و مهارت دارد.

the gallery featured a collection of mezzotint artworks.

گالری مجموعه ای از آثار هنری mezzotint را به نمایش گذاشت.

he used mezzotint to create depth in his portraits.

او از mezzotint برای ایجاد عمق در پرتره های خود استفاده کرد.

mezzotint requires a unique approach to engraving.

mezzotint نیاز به یک رویکرد منحصر به فرد به حکاکی دارد.

the intricate details of the mezzotint amazed the viewers.

جزئیات پیچیده mezzotint بینندگان را شگفت زده کرد.

they discussed the history of mezzotint in art classes.

آنها در کلاس های هنر در مورد تاریخ mezzotint بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید