mickles

[ایالات متحده]/ˈmɪkəlz/
[بریتانیا]/ˈmɪkəlz/

ترجمه

adj. بسیاری; خیلی
n. مقدار زیاد; بسیاری; (Mickle) یک نام شخصی
adv. به طور زیادی; خیلی

عبارات و ترکیب‌ها

mickles and dimes

سکه های کوچک و سکه های بزرگ

mickles matter

سکه های کوچک مهم هستند

mickles count

شمارش سکه های کوچک

mickles of joy

سکه های کوچک شادی

mickles of time

سکه های کوچک زمان

mickles of effort

سکه های کوچک تلاش

mickles of love

سکه های کوچک عشق

mickles of change

سکه های کوچک تغییر

mickles of fun

سکه های کوچک سرگرمی

mickles of hope

سکه های کوچک امید

جملات نمونه

don't worry about the mickles; they will add up over time.

نگران سکه‌های کوچک نباشید؛ آن‌ها در طول زمان جمع خواهند شد.

she saved mickles from her daily expenses.

او سکه‌های کوچک را از هزینه‌های روزانه‌اش پس‌انداز کرد.

every little mickle counts when you are budgeting.

هر سکه کوچک در بودجه‌بندی مهم است.

he believes that mickles can lead to significant savings.

او معتقد است که سکه‌های کوچک می‌توانند منجر به صرفه‌جویی قابل توجهی شوند.

they collected mickles to fund their vacation.

آن‌ها سکه‌های کوچک جمع‌آوری کردند تا تعطیلات خود را تامین مالی کنند.

don't underestimate the power of mickles in your savings plan.

قدرت سکه‌های کوچک را در برنامه پس‌انداز خود دست‌کم نگیرید.

she often says that mickles make a muckle.

او اغلب می‌گوید که سکه‌های کوچک یک مکل را تشکیل می‌دهند.

he found mickles in his old coat pockets.

او سکه‌های کوچک را در جیب‌های پالتوی قدیمی خود پیدا کرد.

saving mickles daily can help you achieve your financial goals.

پس‌انداز روزانه سکه‌های کوچک می‌تواند به شما در دستیابی به اهداف مالی‌تان کمک کند.

she realized that mickles could turn into a fortune.

او متوجه شد که سکه‌های کوچک می‌توانند به یک ثروت تبدیل شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید