middies

[ایالات متحده]/ˈmɪdiz/
[بریتانیا]/ˈmɪdiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشجویان نیروی دریایی؛ بلوزهایی با یقه ملوان که توسط زنان یا کودکان پوشیده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

middies game

بازی میدیز

middies team

تیم میدیز

middies player

بازیکن میدیز

middies strategy

استراتژی میدیز

middies position

موقعیت میدیز

middies coach

مربی میدیز

middies role

نقش میدیز

middies skills

مهارت‌های میدیز

middies tactics

تاکتیک‌های میدیز

middies training

آموزش میدیز

جملات نمونه

many schools have a team of middies for their soccer matches.

بسیاری از مدارس تیمی از میانی‌ها برای مسابقات فوتبال خود دارند.

the middies played a crucial role in controlling the game.

میانی‌ها نقش مهمی در کنترل بازی ایفا کردند.

he was one of the best middies on the team.

او یکی از بهترین میانی‌های تیم بود.

coaches often focus on developing their middies' skills.

مربیان اغلب بر توسعه مهارت‌های میانی‌ها تمرکز می‌کنند.

the middies need to work well with both defenders and forwards.

میانی‌ها باید به خوبی با مدافعان و مهاجمان کار کنند.

during practice, the coach emphasized the importance of the middies.

در طول تمرین، مربی بر اهمیت میانی‌ها تاکید کرد.

good communication is essential for the middies to succeed.

ارتباط خوب برای موفقیت میانی‌ها ضروری است.

the middies often set up plays for the forwards.

میانی‌ها اغلب بازی‌ها را برای مهاجمان آماده می‌کنند.

in lacrosse, middies cover a lot of ground on the field.

در لاکراس، میانی‌ها مساحت زیادی از زمین را پوشش می‌دهند.

she plays as a middy and loves the fast pace of the game.

او به عنوان میانی بازی می‌کند و از سرعت بالای بازی لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید