middy

[ایالات متحده]/ˈmɪdi/
[بریتانیا]/ˈmɪdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیراهن یک دانشجوی دریایی یا ملوان؛ یک بالاپوش یقه ملوان که توسط زنان یا کودکان پوشیده می‌شود
Word Forms
جمعmiddies

عبارات و ترکیب‌ها

middy dress

لباس میدی

middy shirt

پیراهن میدی

middy jacket

ژاکت میدی

middy style

استایل میدی

middy cut

برش میدی

middy length

طول میدی

middy top

بالا میدی

middy skirt

دامن میدی

middy fit

اندازه میدی

جملات نمونه

he wore a middy blouse to the party.

او یک بلوز میدی به مهمانی پوشید.

the sailor's middy was crisp and clean.

میدی دریانورد تمیز و مرتب بود.

she prefers a middy style for her casual outfits.

او ترجیح می دهد برای لباس های غیررسمی خود از مدل میدی استفاده کند.

he bought a new middy for the sailing competition.

او یک میدی جدید برای مسابقه قایقرانی خرید.

the middy collar adds a touch of elegance.

یقه میدی کمی از ظرافت را اضافه می کند.

she accessorized her middy with a stylish belt.

او میدی خود را با یک کمربند شیک تزئین کرد.

the children's middy uniforms were adorable.

لباس های میدی کودکان دوست داشتنی بودند.

he chose a navy middy for the event.

او یک میدی سرمایی برای این رویداد انتخاب کرد.

the design of the middy is quite traditional.

طراحی میدی کاملاً سنتی است.

her middy outfit was perfect for the summer.

لباس میدی او برای تابستان عالی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید