midfield

[ایالات متحده]/mɪd'fiːld/
[بریتانیا]/'mɪd'fild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت مرکزی میدان
adj. واقع در وسط میدان
Word Forms
جمعmidfields

عبارات و ترکیب‌ها

dominant midfield

نبرد میانی غالب

midfield playmaker

بازنشان‌کننده میانی

جملات نمونه

a neat passage of midfield play.

یک قطعه مرتب از بازی میانه زمین

the best midfielder in the country.

بهترین هافبک در این کشور

the midfielder is set to become a permanent fixture in the England line-up.

به نظر می رسد هافبک قرار است به طور دائم به ترکیب انگلیس اضافه شود.

Genoa are chasing Roma midfielder Alessio Cerci.

جنوا در حال تعقیب هافبک رم، آلسیو سرچی است.

the midfielder only made his England bow nine months ago.

این هافبک تنها نه ماه پیش برای اولین بار برای انگلیس بازی کرد.

Palermo midfielder Roberto Guana is weighing up his future in Sicily.

هافبک پالرمو، روبرتو گوآنا، در مورد آینده خود در سیسیل در حال بررسی است.

the midfielder has finally decided to hang up his boots.

این هافبک بالاخره تصمیم گرفته است کفشش را آویزان کند.

he lanced through Harlequins' midfield to score Swansea's lone try.

او با سرعت از میان خط هافبک هارلکینز عبور کرد تا تک گل سوآنسی را به ثمر برساند.

The agent of Ajax midfielder Hedwiges Maduro has revealed the interest of Juventus in the 22 year-old.

نماینده هافبک آژاکس، هدوایجس مادورو، علاقه یوونتوس به این ۲۲ ساله را فاش کرد.

Latching onto a pass into the area, the tall attacker flicked the ball back for playmaking­ midfielder­ Etzaz Hussain to sidefoot in United's second.

با گرفتن پاسی به محوطه جریمه، مهاجم قدبلند توپ را به عقب برای هافبک خلاق، اتزاس حسین، فرستاد تا با ضربه چکشی، گل دوم را برای منچستریونایتد به ثمر برساند.

نمونه‌های واقعی

English League teams are apt to pass the midfield quickly with long passes.

تیم‌های لیگ انگلیس معمولاً با پاس‌های بلند به سرعت توپ را از میانه میدان عبور می‌دهند.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

De Paul and Mac Allister were great in the midfield.

دی‌پل و مک‌آلیستر در میانه میدان عالی بودند.

منبع: 2022 FIFA World Cup in Qatar

Yeah, I played midfield for my college for four years.

بله، من به مدت چهار سال در میانه میدان برای کالج خود بازی کردم.

منبع: American English dialogue

Mourners walked past his casket in the midfield area of the stadium.

زائغین از کنار تابوت او در منطقه میانه زمین استادیوم عبور کردند.

منبع: VOA Daily Standard January 2023 Collection

All pIayers were engaged in intensive pressing and tackling in midfield.

تمام بازیکنان در حال انجام فشار و تکل‌های شدید در میانه میدان بودند.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

There are many other possible midfield positions, depending on the team's tactics.

احتمالاً موقعیت‌های میانه زمین دیگری نیز وجود دارد، بسته به تاکتیک‌های تیم.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

So if you want to bend it like Beckham, maybe focus on playing midfield or offense.

بنابراین اگر می‌خواهید مانند بک‌هام توپ را منحنی کنید، شاید روی بازی در میانه میدان یا حمله تمرکز کنید.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation March 2014

Simpson came off the bench to play in midfield.

سیمپسون از نیمکت وارد زمین شد تا در میانه میدان بازی کند.

منبع: Langman OCLM-01 words

New faces can appear in your country's midfield, or beside you on the sofa, while others recede, perhaps for ever.

چهره‌های جدید ممکن است در میانه میدان کشور شما ظاهر شوند یا کنار شما روی مبل، در حالی که دیگران ممکن است برای همیشه محو شوند.

منبع: The Economist Culture

It is striking how quickly and clearly Mr Beckham saw his path from midfield to endorsements, fashion and beyond.

بسیار چشمگیر است که آقای بک‌هام چه سریع و واضحی مسیر خود را از میانه میدان به حمایت‌ها، مد و فراتر از آن دید.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید