midfielders

[ایالات متحده]/ˌmɪdˈfiːldə(r)/
[بریتانیا]/ˌmɪdˈfiːldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازیکن مستقر در وسط میدان، به ویژه در یک مسابقه فوتبال

عبارات و ترکیب‌ها

central midfielder

هافبک مرکزی

defensive midfielder

هافبک دفاعی

attacking midfielder

هافبک مهاجم

جملات نمونه

The midfielder made a precise pass to his teammate.

مهاجم وسط پاس دقیقی به هم‌تیمی‌اش داد.

She is known for her exceptional skills as a midfielder.

او به خاطر مهارت‌های استثنایی‌اش به عنوان یک مهاجم وسط شناخته می‌شود.

The coach decided to substitute the tired midfielder with a fresh player.

مربی تصمیم گرفت مهاجم وسط خسته را با یک بازیکن تازه جایگزین کند.

The midfielder intercepted the ball and started a counterattack.

مهاجم وسط توپ را قطع کرد و یک ضد حمله را آغاز کرد.

He plays as a central midfielder in the team.

او به عنوان مهاجم وسط در تیم بازی می‌کند.

The midfielder showcased his dribbling skills during the match.

مهاجم وسط مهارت‌های دریبلینگ خود را در طول مسابقه به نمایش گذاشت.

The team captain praised the midfielder for his hard work and dedication.

سرمربی تیم از تلاش و تعهد مهاجم وسط قدردانی کرد.

The midfielder's goal secured the team's victory in the final minutes of the game.

گل مهاجم وسط پیروزی تیم را در دقایق پایانی بازی تضمین کرد.

She was named the best midfielder of the season.

او به عنوان بهترین مهاجم وسط فصل نامگذاری شد.

The young midfielder is considered a rising star in the world of soccer.

مهاجم وسط جوان به عنوان یک ستاره در حال ظهور در دنیای فوتبال در نظر گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید