midget

[ایالات متحده]/'mɪdʒɪt/
[بریتانیا]/'mɪdʒɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوتوله; فردی که از نظر قد به طور غیرعادی کوچک است
adj. کوچک در اندازه; مینیاتوری

جملات نمونه

midgets in the circus

افراد کوتوله در سیرک

a midget state landlocked in the mountains.

یک ایالت کوچک کوهستانی که بدون دسترسی به دریا است.

The circus featured a talented midget performer.

سیرک دارای یک هنرمند کوتوله با استعداد بود.

The movie cast a midget actor to play a key role.

فیلم یک بازیگر کوتوله را برای بازی در نقش کلیدی انتخاب کرد.

The midget stood out in the crowd due to his unique appearance.

به دلیل ظاهر منحصر به فردش، فرد کوتوله در بین جمعیت چشمگیر بود.

The midget race car driver surprised everyone with his speed.

راننده مسابقه کوتوله با سرعت خود همه را شگفت زده کرد.

The midget magician amazed the audience with his tricks.

جادوگر کوتوله با شعبده های خود مخاطبان را شگفت زده کرد.

The midget basketball player had incredible agility on the court.

بازیکن بسکتبال کوتوله چابکی فوق العاده ای در زمین داشت.

The midget fashion model broke stereotypes in the industry.

مدل مد کوتوله کلیشه ها را در این صنعت شکست.

The midget comedian had the audience in stitches with his jokes.

کمدین کوتوله با شوخی هایش مخاطبان را به خنده واداشت.

The midget wrestler was known for his strength and agility in the ring.

کشتی گیر کوتوله به خاطر قدرت و چابکی خود در رینگ شناخته شده بود.

The midget acrobat wowed the crowd with her daring stunts.

آکروبات کوتوله با حرکات نمایشی جسورانه خود مخاطبان را شگفت زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید