average-sized room
اتاق با اندازه متوسط
average-sized dog
سگ با اندازه متوسط
average-sized car
خودروی با اندازه متوسط
being average-sized
داشتن اندازه متوسط
average-sized apartment
آپارتمان با اندازه متوسط
average-sized person
شخص با اندازه متوسط
average-sized box
جعبه با اندازه متوسط
average-sized print
چاپ با اندازه متوسط
average-sized screen
صفحه نمایش با اندازه متوسط
average-sized house
خانه با اندازه متوسط
the average-sized apartment in this city costs around $2,000 a month.
آپارتمان با اندازه متوسط در این شهر حدود 2000 دلار در ماه هزینه دارد.
he's an average-sized man with brown hair and blue eyes.
او مردی با اندازه متوسط با موهای قهوهای و چشمهای آبی است.
we need an average-sized box to ship the fragile items.
ما به یک جعبه با اندازه متوسط برای ارسال اقلام شکننده نیاز داریم.
the average-sized dog breed is becoming increasingly popular.
نژاد سگ با اندازه متوسط به طور فزایندهای محبوب میشود.
she prefers average-sized paintings over large, abstract canvases.
او ترجیح میدهد نقاشیهای با اندازه متوسط را نسبت به بومهای بزرگ و انتزاعی انتخاب کند.
the average-sized office space is approximately 150 square feet.
فضای دفتر با اندازه متوسط تقریباً 150 فوت مربع است.
the restaurant offers average-sized portions at reasonable prices.
رستوران غذاهای با اندازه متوسط را با قیمتهای مناسب ارائه میدهد.
an average-sized crowd attended the outdoor concert last night.
گروهی با اندازه متوسط در کنسرت فضای باز شب گذشته شرکت کردند.
they were looking for an average-sized car with good fuel economy.
آنها به دنبال یک ماشین با اندازه متوسط با مصرف سوخت خوب بودند.
the average-sized tree in this park has a trunk diameter of 12 inches.
درخت با اندازه متوسط در این پارک دارای قطر تنهای 12 اینچ است.
we need an average-sized table to fit in the dining room.
ما به یک میز با اندازه متوسط برای قرار دادن در اتاق غذاخوری نیاز داریم.
average-sized room
اتاق با اندازه متوسط
average-sized dog
سگ با اندازه متوسط
average-sized car
خودروی با اندازه متوسط
being average-sized
داشتن اندازه متوسط
average-sized apartment
آپارتمان با اندازه متوسط
average-sized person
شخص با اندازه متوسط
average-sized box
جعبه با اندازه متوسط
average-sized print
چاپ با اندازه متوسط
average-sized screen
صفحه نمایش با اندازه متوسط
average-sized house
خانه با اندازه متوسط
the average-sized apartment in this city costs around $2,000 a month.
آپارتمان با اندازه متوسط در این شهر حدود 2000 دلار در ماه هزینه دارد.
he's an average-sized man with brown hair and blue eyes.
او مردی با اندازه متوسط با موهای قهوهای و چشمهای آبی است.
we need an average-sized box to ship the fragile items.
ما به یک جعبه با اندازه متوسط برای ارسال اقلام شکننده نیاز داریم.
the average-sized dog breed is becoming increasingly popular.
نژاد سگ با اندازه متوسط به طور فزایندهای محبوب میشود.
she prefers average-sized paintings over large, abstract canvases.
او ترجیح میدهد نقاشیهای با اندازه متوسط را نسبت به بومهای بزرگ و انتزاعی انتخاب کند.
the average-sized office space is approximately 150 square feet.
فضای دفتر با اندازه متوسط تقریباً 150 فوت مربع است.
the restaurant offers average-sized portions at reasonable prices.
رستوران غذاهای با اندازه متوسط را با قیمتهای مناسب ارائه میدهد.
an average-sized crowd attended the outdoor concert last night.
گروهی با اندازه متوسط در کنسرت فضای باز شب گذشته شرکت کردند.
they were looking for an average-sized car with good fuel economy.
آنها به دنبال یک ماشین با اندازه متوسط با مصرف سوخت خوب بودند.
the average-sized tree in this park has a trunk diameter of 12 inches.
درخت با اندازه متوسط در این پارک دارای قطر تنهای 12 اینچ است.
we need an average-sized table to fit in the dining room.
ما به یک میز با اندازه متوسط برای قرار دادن در اتاق غذاخوری نیاز داریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید