normal-sized bed
تخت با اندازه معمولی
normal-sized print
چاپ با اندازه معمولی
normal-sized shoes
کفش با اندازه معمولی
normal-sized image
تصویر با اندازه معمولی
the normal-sized font is easier to read than the tiny one.
اندازه فونت معمولی خواندن آن از فونت خیلی کوچک آسانتر است.
we opted for a normal-sized apartment near the city center.
ما یک آپارتمان با اندازه معمولی در نزدیکی مرکز شهر انتخاب کردیم.
he wore a normal-sized suit, not too flashy or oversized.
او یک کت و شلوار با اندازه معمولی پوشید، نه خیلی چشمگیر و نه خیلی بزرگ.
the restaurant offered normal-sized portions at reasonable prices.
رستوران غذاهای با اندازه معمولی را با قیمتهای مناسب ارائه میداد.
she preferred a normal-sized coffee instead of a large one.
او ترجیح میداد به جای یک قهوه بزرگ، یک قهوه با اندازه معمولی بنوشد.
the normal-sized bed was comfortable and just right for one person.
تشک با اندازه معمولی راحت بود و برای یک نفر مناسب بود.
he carried a normal-sized backpack for his hiking trip.
او یک کولهپشتی با اندازه معمولی برای سفر پیادهروی خود حمل میکرد.
the television was a normal-sized model, perfect for the living room.
تلویزیون یک مدل با اندازه معمولی بود که برای اتاق نشیمن عالی بود.
they bought a normal-sized christmas tree for their apartment.
آنها یک درخت کریسمس با اندازه معمولی برای آپارتمان خود خریدند.
the normal-sized tires were suitable for all weather conditions.
لاستیکهای با اندازه معمولی برای همه شرایط آب و هوایی مناسب بودند.
she held a normal-sized canvas for her painting project.
او یک بوم با اندازه معمولی برای پروژه نقاشی خود نگه داشت.
normal-sized bed
تخت با اندازه معمولی
normal-sized print
چاپ با اندازه معمولی
normal-sized shoes
کفش با اندازه معمولی
normal-sized image
تصویر با اندازه معمولی
the normal-sized font is easier to read than the tiny one.
اندازه فونت معمولی خواندن آن از فونت خیلی کوچک آسانتر است.
we opted for a normal-sized apartment near the city center.
ما یک آپارتمان با اندازه معمولی در نزدیکی مرکز شهر انتخاب کردیم.
he wore a normal-sized suit, not too flashy or oversized.
او یک کت و شلوار با اندازه معمولی پوشید، نه خیلی چشمگیر و نه خیلی بزرگ.
the restaurant offered normal-sized portions at reasonable prices.
رستوران غذاهای با اندازه معمولی را با قیمتهای مناسب ارائه میداد.
she preferred a normal-sized coffee instead of a large one.
او ترجیح میداد به جای یک قهوه بزرگ، یک قهوه با اندازه معمولی بنوشد.
the normal-sized bed was comfortable and just right for one person.
تشک با اندازه معمولی راحت بود و برای یک نفر مناسب بود.
he carried a normal-sized backpack for his hiking trip.
او یک کولهپشتی با اندازه معمولی برای سفر پیادهروی خود حمل میکرد.
the television was a normal-sized model, perfect for the living room.
تلویزیون یک مدل با اندازه معمولی بود که برای اتاق نشیمن عالی بود.
they bought a normal-sized christmas tree for their apartment.
آنها یک درخت کریسمس با اندازه معمولی برای آپارتمان خود خریدند.
the normal-sized tires were suitable for all weather conditions.
لاستیکهای با اندازه معمولی برای همه شرایط آب و هوایی مناسب بودند.
she held a normal-sized canvas for her painting project.
او یک بوم با اندازه معمولی برای پروژه نقاشی خود نگه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید