midlines

[ایالات متحده]/ˈmɪdlaɪnz/
[بریتانیا]/ˈmɪdlaɪnz/

ترجمه

n. خطوط مرکزی که چیزی را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

midlines alignment

تراز خطوط میانی

midlines crossing

تقاطع خطوط میانی

midlines positioning

قرارگیری خطوط میانی

midlines measurement

اندازه گیری خطوط میانی

midlines adjustment

تنظیم خطوط میانی

midlines reference

مرجع خطوط میانی

midlines symmetry

تقارن خطوط میانی

midlines analysis

تجزیه و تحلیل خطوط میانی

midlines separation

جداسازی خطوط میانی

midlines tracking

ردیابی خطوط میانی

جملات نمونه

the midlines of the two shapes intersect at a right angle.

خطوط میانی دو شکل در یک زاویه قائمه با هم تلاقی می‌کنند.

in the drawing, the midlines help to create symmetry.

در نقاشی، خطوط میانی به ایجاد تقارن کمک می‌کنند.

we need to measure the midlines to ensure accuracy.

ما باید خطوط میانی را برای اطمینان از دقت اندازه گیری کنیم.

midlines are crucial for balancing the design.

خطوط میانی برای متعادل کردن طراحی بسیار مهم هستند.

the artist emphasized the midlines in her painting.

هنرمند بر خطوط میانی در نقاشی خود تاکید کرد.

midlines can indicate the center of an object.

خطوط میانی می‌توانند نشان‌دهنده مرکز یک شی باشند.

in mathematics, midlines are often used in geometry.

در ریاضیات، خطوط میانی اغلب در هندسه استفاده می‌شوند.

the midlines of the graph reveal important trends.

خطوط میانی نمودار روند‌های مهم را نشان می‌دهند.

adjusting the midlines can improve the overall composition.

تنظیم خطوط میانی می‌تواند ترکیب کلی را بهبود بخشد.

understanding midlines is essential for accurate measurements.

درک خطوط میانی برای اندازه گیری دقیق ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید