centerline

[ایالات متحده]/ˈsɛntə.laɪn/
[بریتانیا]/ˌsɛn.tərˈlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خط خیالی که در وسط یک شی یا منطقه قرار دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

centerline alignment

تراز خط مرکزی

centerline measurement

اندازه گیری خط مرکزی

centerline marking

علامت گذاری خط مرکزی

centerline offset

جابجایی خط مرکزی

centerline reference

مرجع خط مرکزی

centerline position

موقعیت خط مرکزی

centerline design

طراحی خط مرکزی

centerline control

کنترل خط مرکزی

centerline trace

ردیابی خط مرکزی

centerline analysis

تجزیه و تحلیل خط مرکزی

جملات نمونه

the centerline of the road must be clearly marked.

خط مرکزی جاده باید به وضوح مشخص شود.

we need to measure the distance from the centerline.

ما باید فاصله تا خط مرکزی را اندازه گیری کنیم.

the centerline is crucial for accurate alignment.

خط مرکزی برای تراز دقیق بسیار مهم است.

ensure that all components are aligned with the centerline.

اطمینان حاصل کنید که تمام قطعات با خط مرکزی تراز شده اند.

the design must adhere to the centerline specifications.

طراحی باید با مشخصات خط مرکزی مطابقت داشته باشد.

mark the centerline before starting the construction.

قبل از شروع ساخت و ساز، خط مرکزی را علامت گذاری کنید.

the centerline helps in maintaining symmetry in the structure.

خط مرکزی به حفظ تقارن در سازه کمک می کند.

adjust the equipment according to the centerline.

تجهیزات را مطابق با خط مرکزی تنظیم کنید.

we will draw the centerline on the blueprint.

ما خط مرکزی را روی نقشه ترسیم خواهیم کرد.

the centerline acts as a reference point for measurements.

خط مرکزی به عنوان یک نقطه مرجع برای اندازه گیری عمل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید