midplane

[ایالات متحده]/ˈmɪdpleɪn/
[بریتانیا]/ˈmɪdpleɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صفحه که یک سیستم را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند، که اغلب در آناتومی یا مهندسی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعmidplanes

عبارات و ترکیب‌ها

midplane alignment

تراز میانه

midplane rotation

چرخش میانه

midplane section

قسمت میانه

midplane surface

سطح میانه

midplane analysis

تجزیه و تحلیل میانه

midplane design

طراحی میانه

midplane stress

تنش میانه

midplane thickness

ضخامت میانه

midplane symmetry

تقارن میانه

midplane interface

واسط میانه

جملات نمونه

the midplane of the aircraft is crucial for balance.

صفحه میانی هواپیما برای حفظ تعادل بسیار مهم است.

engineers often analyze the midplane for structural integrity.

مهندسان اغلب صفحه میانی را برای بررسی یکپارچگی سازه تجزیه و تحلیل می کنند.

the midplane helps in determining the aerodynamic properties.

صفحه میانی به تعیین خواص آیرودینامیکی کمک می کند.

adjustments to the midplane can improve performance.

تغییرات در صفحه میانی می تواند عملکرد را بهبود بخشد.

in cad software, the midplane is often used as a reference.

در نرم افزار CAD، از صفحه میانی اغلب به عنوان یک نقطه مرجع استفاده می شود.

the design team focused on the midplane for stability.

گروه طراحی بر روی صفحه میانی برای پایداری تمرکز کرد.

understanding the midplane is essential for engineers.

درک صفحه میانی برای مهندسان ضروری است.

changes in the midplane can affect the entire system.

تغییرات در صفحه میانی می تواند بر کل سیستم تأثیر بگذارد.

the midplane serves as a critical alignment point.

صفحه میانی به عنوان یک نقطه تراز حیاتی عمل می کند.

we need to measure the distance from the midplane to the surface.

ما باید فاصله از صفحه میانی تا سطح را اندازه گیری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید