mien

[ایالات متحده]/miːn/
[بریتانیا]/miːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار; حالت; ظاهر
Word Forms
جمعmiens

عبارات و ترکیب‌ها

composed mien

ظاهر متین

dignified mien

وقار

haughty mien

متکبرانه

noble mien

اشرف زاده

جملات نمونه

She maintained her serious mien until the interview was over.

او تا پایان مصاحبه، رفتاری جدی و متین داشت.

Many people don't understand a truth.When the people could applaud the different ideas , he would not has a chickenshit mien but a wonderful mien ,not has a puny power but a strong power.

بسیاری از مردم یک حقیقت را درک نمی کنند.وقتی مردم بتوانند ایده های مختلف را تشویق کنند، او رفتار حقیرانه ای نخواهد داشت بلکه رفتار فوق العاده ای خواهد داشت، نه قدرت حقیرانه ای، بلکه قدرتی قوی.

With his wonted, collected and stately mien , he crossed the unhallowed threshold.

با رفتاری همیشگی، متین و باوقار، او از آستانه ناپاک عبور کرد.

the regal mien of a queen

وقار سلطنتی یک ملکه

نمونه‌های واقعی

Her eyes, her mien, her whole figure betrayed audacity.

چشمانش، رفتارش و تمام وجودش جسارت را نمایان می‌کرد.

منبع: Cliff (Part 1)

You would know this from his mien.

شما این را از رفتار او می‌فهمیدید.

منبع: Pan Pan

There was in his mien a mixture of shame and of determination.

در رفتار او ترکیبی از شرمندگی و قاطعیت وجود داشت.

منبع: The Shackles of Life (Part Two)

I was touched by his gentle tone, and overawed by his high, calm mien.

من تحت تأثیر لحن آرامش‌بخش او قرار گرفتم و تحت تأثیر رفتار باوقار و آرامش او قرار گرفتم.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

She had something of an estranged mien; the solitude exhaled from the heath was concentrated in this face that had risen from it.

او رفتاری منزوی داشت؛ تنهایی که از هِیث به بیرون می‌رفت در این چهره متمرکز شده بود که از آن بیرون آمده بود.

منبع: Returning Home

Though many a maiden was intrigued by his haughty mien, and employed her most subtle arts to please him, none succeeded in touching his heart.

اگرچه بسیاری از دختران جوان از رفتار مغرورانه او شیفته بودند و از ظریف‌ترین هنرها برای خشنود کردن او استفاده می‌کردند، هیچ‌کدام نتوانستند قلب او را تسخیر کنند.

منبع: The Tales of Beedle the Bard by J.K. Rowling

Abandoning everything to the greedy grasp of those around her, the mother darted, with distraction in her mien, to reclaim her child.

با رها کردن همه چیز به دست طمع‌کارانه اطرافیانش، مادر با حواس‌پرتی در رفتار خود برای بازپس‌گیری فرزندش به سرعت دوید.

منبع: The Last of the Mohicans (Chinese)

The companions then went their several ways, the one in crape walking firmly along with a mien of disconnection from her miscellaneous surroundings.

همراهان سپس هر یک به راه خود رفتند، یکی با لباس کرپ با اطمینان در کنارش قدم می‌زد و رفتاری جدا از محیط اطرافش نشان می‌داد.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

While he was praying aloud, they seemed unable to exhaust their admiration for his fine lace, his gracious mien, and his young and gentle face.

در حالی که او با صدای بلند دعا می‌کرد، آن‌ها قادر به پایان دادن به تحسین خود برای تورهای خوبش، رفتار باوقار و چهره جوان و مهربانش نبودند.

منبع: The Red and the Black (Part One)

Two young ladies appeared before me; one very tall, almost as tall as Miss Ingram—very thin too, with a sallow face and severe mien.

دو خانم جوان در مقابل من ظاهر شدند؛ یکی خیلی قدبلند، تقریباً به اندازه خانم اینگرام - خیلی لاغر هم بودند، با چهره‌ای زرد و رفتاری جدی.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید