millidegrees

[ایالات متحده]/ˌmɪlɪdɪˈɡriː/
[بریتانیا]/ˌmɪlɪdɪˈɡri/

ترجمه

n. یک هزارم درجه

عبارات و ترکیب‌ها

millidegree celsius

درجه سانتیگراد میلی

millidegree measurement

اندازه‌گیری میلی‌درجه

millidegree precision

دقت میلی‌درجه

millidegree error

خطای میلی‌درجه

millidegree scale

مقیاس میلی‌درجه

millidegree range

محدوده میلی‌درجه

millidegree change

تغییر میلی‌درجه

millidegree adjustment

تنظیم میلی‌درجه

millidegree difference

تفاوت میلی‌درجه

millidegree unit

واحد میلی‌درجه

جملات نمونه

the temperature increased by one millidegree.

دمای یک میلی‌درجه افزایش یافت.

we need to measure the millidegree accurately.

ما باید میلی‌درجه را به طور دقیق اندازه‌گیری کنیم.

the millidegree difference can affect the experiment.

تفاوت میلی‌درجه می‌تواند بر آزمایش تأثیر بگذارد.

he adjusted the settings by a millidegree.

او تنظیمات را به میزان یک میلی‌درجه تنظیم کرد.

understanding millidegree measurements is crucial.

درک اندازه‌گیری‌های میلی‌درجه بسیار مهم است.

the device can detect changes as small as a millidegree.

دستگاه می‌تواند تغییراتی به کوچکی یک میلی‌درجه را تشخیص دهد.

she calibrated the instrument to millidegree precision.

او دستگاه را با دقت میلی‌درجه تنظیم کرد.

a millidegree shift can indicate a problem.

یک تغییر یک میلی‌درجه می‌تواند نشان‌دهنده یک مشکل باشد.

they recorded the temperature in millidegree increments.

آنها دما را به صورت افزایشی میلی‌درجه ثبت کردند.

the research focused on millidegree variations in data.

تحقیقات بر روی تغییرات میلی‌درجه در داده‌ها متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید