milligal

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪɡəl/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪɡæl/

ترجمه

n. یک واحد شتاب گرانشی برابر با یک هزارم گال
شکل‌های واژه
جمعmilligals

عبارات و ترکیب‌ها

milligal measurement

سنجش میلی‌گال

milligal unit

واحد میلی‌گال

milligal gravity

گرانش میلی‌گال

milligal change

تغییر میلی‌گال

milligal effect

اثر میلی‌گال

milligal value

مقدار میلی‌گال

milligal reading

خواندن میلی‌گال

milligal sensor

حسگر میلی‌گال

milligal anomaly

ناهمواری میلی‌گال

milligal response

پاسخ میلی‌گال

جملات نمونه

the acceleration was measured in milligals.

شتاب بر حسب میلی‌گال اندازه‌گیری شد.

seismic activity can be recorded in milligals.

فعالیت‌های لرزه‌ای را می‌توان با میلی‌گال ثبت کرد.

the instrument can detect changes as small as one milligal.

این دستگاه می‌تواند تغییراتی به کوچکی یک میلی‌گال را تشخیص دهد.

researchers use milligals to study gravitational variations.

محققان از میلی‌گال برای مطالعه تغییرات گرانشی استفاده می‌کنند.

the milligal scale is crucial for geophysical surveys.

مقیاس میلی‌گال برای بررسی‌های زمین‌فیزیکی بسیار مهم است.

we recorded a milligal increase in the gravitational field.

ما افزایش یک میلی‌گالی در میدان گرانشی را ثبت کردیم.

milligals are often used in engineering applications.

از میلی‌گال اغلب در کاربردهای مهندسی استفاده می‌شود.

the change in milligals indicates a potential fault line.

تغییرات در میلی‌گال نشان‌دهنده یک گسل احتمالی است.

in geophysics, a milligal is a common measurement unit.

در زمین‌فیزیک، میلی‌گال یک واحد اندازه‌گیری رایج است.

milligals can help identify subsurface structures.

میلی‌گال می‌تواند به شناسایی ساختارهای زیرزمینی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید