mimes

[ایالات متحده]/maɪmz/
[بریتانیا]/maɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای اجرا با استفاده از حرکات یا به سبک مایم
n. شکل جمع مایم؛ حرکات؛ نوعی هنر اجرایی

عبارات و ترکیب‌ها

mimes act

بازدیدکنندگان عمل می‌کنند

mimes perform

بازدیدکنندگان اجرا می‌کنند

mimes entertain

بازدیدکنندگان سرگرم می‌کنند

mimes express

بازدیدکنندگان بیان می‌کنند

mimes imitate

بازدیدکنندگان تقلید می‌کنند

mimes create

بازدیدکنندگان ایجاد می‌کنند

mimes communicate

بازدیدکنندگان ارتباط برقرار می‌کنند

mimes gesture

بازدیدکنندگان اشاره می‌کنند

mimes showcase

بازدیدکنندگان به نمایش می‌گذارند

mimes interact

بازدیدکنندگان تعامل می‌کنند

جملات نمونه

the actor mimes the actions perfectly.

بازیگر حرکات را به طور کامل تقلید می‌کند.

she often mimes her favorite songs.

او اغلب آهنگ‌های مورد علاقه خود را تقلید می‌کند.

the children love to mime their favorite characters.

بچه‌ها عاشق تقلید از شخصیت‌های مورد علاقه خود هستند.

he mimes the gestures to explain the story.

او برای توضیح داستان، حرکات را تقلید می‌کند.

the performance included mimes and clowns.

اجرا شامل میم‌ها و کلاه‌بازها بود.

in the park, a group of mimes entertained the audience.

در پارک، گروهی از میم‌ها بینندگان را سرگرم کردند.

she mimes the actions of cooking to teach her friends.

او برای آموزش به دوستانش، حرکات آشپزی را تقلید می‌کند.

the teacher asked the students to mime different emotions.

معلم از دانش‌آموزان خواست احساسات مختلف را تقلید کنند.

he can mime various animals very well.

او می‌تواند حیوانات مختلف را بسیار خوب تقلید کند.

during the talent show, she chose to mime a famous movie scene.

در طول مسابقه استعداد، او تصمیم گرفت یک صحنه معروف از یک فیلم را تقلید کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید