mimeses

[ایالات متحده]/mɪ'miːsɪs/
[بریتانیا]/mɪ'misɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقلید، تقلیدگری

جملات نمونه

Art often involves the concept of mimesis.

هنر اغلب شامل مفهوم میمزیس است.

Literature uses mimesis to imitate life.

ادبیات از میمزیس برای تقلید از زندگی استفاده می‌کند.

Mimesis is a key element in theatrical performances.

میمزیس یک عنصر کلیدی در اجراهای تئاتر است.

The artist used mimesis to recreate nature in the painting.

هنرمند از میمزیس برای بازسازی طبیعت در نقاشی استفاده کرد.

Mimesis can be seen in various forms of media.

می‌توان میمزیس را در اشکال مختلف رسانه دید.

The novel employed mimesis to depict real-life events.

رمان از میمزیس برای به تصویر کشیدن وقایع زندگی واقعی استفاده کرد.

Mimesis plays a significant role in the field of psychology.

میمزیس نقش مهمی در زمینه روانشناسی ایفا می‌کند.

Film directors often use mimesis to create realistic scenes.

کارگردانان فیلم اغلب از میمزیس برای ایجاد صحنه‌های واقع‌گرایانه استفاده می‌کنند.

The concept of mimesis has been explored in philosophical discussions.

مفهوم میمزیس در بحث‌های فلسفی مورد بررسی قرار گرفته است.

Mimesis is a technique used in advertising to mirror consumer behavior.

میمزیس یک تکنیک است که در تبلیغات برای تقلید از رفتار مصرف‌کننده استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید