mims

[ایالات متحده]/mɪm/
[بریتانیا]/mɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وانمود کردن به اینکه متواضع یا خجالتی است

عبارات و ترکیب‌ها

mimic behavior

تقلید رفتار

mimic sound

تقلید صدا

mimic style

تقلید سبک

mimic technique

تقلید تکنیک

mimic function

تقلید عملکرد

mimic image

تقلید تصویر

mimic movement

تقلید حرکت

mimic response

تقلید پاسخ

mimic expression

تقلید بیان چهره

mimic gesture

تقلید ژست

جملات نمونه

she has a mim for fashion trends.

او استعداد زیادی برای تشخیص روند مد دارد.

he mimmed the cat's behavior perfectly.

او رفتار گربه را به طور کامل تقلید کرد.

children often mim their parents' actions.

کودکان اغلب اعمال والدین خود را تقلید می‌کنند.

she has a natural mim for music.

او استعداد ذاتی برای موسیقی دارد.

he can mim any accent with ease.

او می‌تواند به راحتی هر لهجه‌ای را تقلید کند.

they have a mim for creating art.

آنها استعداد خلق هنر دارند.

she mimmed the dance moves flawlessly.

او حرکات رقص را به طور کامل تقلید کرد.

he has a mim for understanding complex ideas.

او استعداد درک ایده‌های پیچیده دارد.

artists often mim the world around them.

هنرمندان اغلب جهان اطراف خود را تقلید می‌کنند.

she has a mim for cooking delicious meals.

او استعداد پختن غذاهای خوشمزه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید