minder

[ایالات متحده]/'maɪndɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از کسی مراقبت می‌کند یا از او نگهداری می‌کند - شخصی که از دیگران مراقبت می‌کند یا از آنها نگهداری می‌کند.
Word Forms
جمعminders

جملات نمونه

The singer, 44, wore a bandage over his hooter and had a minder carry the brolly during a visit to a Las Vegas museum.

خواننده 44 ساله یک باندپیچ روی بینی خود گذاشته بود و یک محافظ چتر را در حین بازدید از یک موزه لاس وگاس حمل می کرد.

to hire a professional minder

برای استخدام یک محافظ حرفه‌ای

to be a pet minder

برای مراقبت از حیوانات خانگی

to provide a minder for the elderly

برای فراهم کردن مراقب برای افراد مسن

to be a personal minder for a celebrity

برای مراقبت شخصی از یک چهره مشهور

to have a minder accompany you on the trip

برای داشتن یک محافظ همراه شما در سفر

to be a minder for a person with disabilities

برای مراقبت از فردی با معلولیت

to have a minder for a high-profile event

برای داشتن یک محافظ برای یک رویداد مهم

to train as a professional minder

برای آموزش به عنوان یک محافظ حرفه‌ای

to rely on a minder for security

برای تکیه بر یک محافظ برای امنیت

نمونه‌های واقعی

Frightened almost–as though she were a World ControUer and he a Gamma-Minus machine minder.

ترسیده تقریباً - انگار که او یک کنترل کننده جهانی و او یک اپراتور دستگاه گاما منفی باشد.

منبع: Brave New World

Tamang says she was never allowed to leave the house without minders.

تامنگ می‌گوید هرگز اجازه نداشت بدون محافظان از خانه خارج شود.

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

Teachers could only leave on group outings accompanied by an official minder.

معلم‌ها فقط می‌توانستند در گردش‌های گروهی همراه با یک محافظ رسمی از مدرسه خارج شوند.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2015 Collection

When, after months, the global storm subsided, the rover's minders, now family, waited for its solar panels to be blown clean.

وقتی پس از ماه‌ها، طوفان جهانی فروکش کرد، محافظان مریخ‌نورد، که اکنون خانواده بودند، منتظر بودند تا پنل‌های خورشیدی آن به طور کامل تمیز شوند.

منبع: The Economist (Summary)

In the face of many technical and legal difficulties, some self-driving companies are accepting the need for human minders.

در برابر بسیاری از مشکلات فنی و قانونی، برخی از شرکت‌های خودران نیاز به محافظان انسانی را می‌پذیرند.

منبع: VOA Special English: World

So CNN actually assigned her a minder when I was in a conflict zone.

بنابراین CNN در واقع یک محافظ برای او تعیین کرد وقتی من در یک منطقه جنگی بودم.

منبع: Sway

No, she's his minder from the bond company.

نه، او محافظ او از شرکت بیمه است.

منبع: Gossip Girl Season 5

I have a royal minder who watches my every move.

من یک محافظ سلطنتی دارم که تمام حرکاتم را زیر نظر دارد.

منبع: Gossip Girl Season 5

I can bring a royal minder to my ex's apartment.

می‌توانم یک محافظ سلطنتی را به آپارتمان سابقم ببرم.

منبع: Gossip Girl Season 5

Rishi Sunak appointed one of his close allies, Robert Jenrick, to be the immigration minister, but also her minder.

ریشی سوناک یکی از متحدان نزدیک خود، رابرت جنریک را به عنوان وزیر مهاجرت منصوب کرد، اما همچنین محافظ او.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید