minifies

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪfaɪz/

ترجمه

v. به اندازه کوچکتری کاهش می‌یابد

عبارات و ترکیب‌ها

minifies code

کدها را کوچک می‌کند

minifies files

فایل‌ها را کوچک می‌کند

minifies resources

منابع را کوچک می‌کند

minifies scripts

اسکریپت‌ها را کوچک می‌کند

minifies images

تصاویر را کوچک می‌کند

minifies assets

دارایی‌ها را کوچک می‌کند

minifies output

خروجی را کوچک می‌کند

minifies styles

استایل‌ها را کوچک می‌کند

minifies content

محتوا را کوچک می‌کند

minifies data

داده‌ها را کوچک می‌کند

جملات نمونه

the software minifies the code to improve loading times.

نرم‌افزار کد را کوچک می‌کند تا زمان بارگذاری را بهبود بخشد.

minifies images to reduce the overall size of the webpage.

تصاویر را کوچک می‌کند تا اندازه کلی صفحه وب را کاهش دهد.

using a tool that minifies javascript can enhance performance.

استفاده از ابزاری که جاوا اسکریپت را کوچک می‌کند می‌تواند عملکرد را بهبود بخشد.

minifies css files to ensure faster rendering of the site.

فایل‌های CSS را کوچک می‌کند تا اطمینان حاصل شود که سایت سریع‌تر رندر می‌شود.

it automatically minifies resources for better optimization.

به طور خودکار منابع را برای بهینه‌سازی بهتر کوچک می‌کند.

minifies html to decrease the amount of data transferred.

HTML را کوچک می‌کند تا میزان داده منتقل شده کاهش یابد.

minifies the assets to streamline the development process.

دارایی‌ها را کوچک می‌کند تا فرآیند توسعه را ساده کند.

our plugin minifies files to save bandwidth.

پلاگین ما فایل‌ها را کوچک می‌کند تا پهنای باند را ذخیره کند.

minifies the output to make it more efficient for users.

خروجی را کوچک می‌کند تا برای کاربران کارآمدتر باشد.

he prefers a tool that minifies all types of files.

او ترجیح می‌دهد ابزاری را انتخاب کند که تمام انواع فایل‌ها را کوچک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید