minimuss

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪməs/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪməs/

ترجمه

n. میکروارگانیسم؛ چیز بسیار کوچک؛ انگشت کوچک؛ انگشت کوچک پا
adj. جوان‌ترین در یک گروه از دانش‌آموزان با همان نام خانوادگی در مدارس دولتی بریتانیا؛ کوچک‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

minimuss approach

رویکرد مینیموس

minimuss effect

اثر مینیموس

minimuss strategy

استراتژی مینیموس

minimuss model

مدل مینیموس

minimuss value

ارزش مینیموس

minimuss function

تابع مینیموس

minimuss criteria

معیارهای مینیموس

minimuss variable

متغیر مینیموس

minimuss solution

راه حل مینیموس

minimuss principle

اصل مینیموس

جملات نمونه

in the minimus of time, we can achieve great results.

در کمترین زمان، می‌توانیم به نتایج بزرگی دست یابیم.

she focused on the minimus details of the project.

او بر روی جزئیات minimus پروژه تمرکز کرد.

every minimus effort counts towards success.

هر تلاش minimus به سمت موفقیت کمک می‌کند.

he prefers to address the minimus issues first.

او ترجیح می‌دهد ابتدا به مسائل minimus رسیدگی کند.

the minimus change can lead to significant improvements.

تغییر minimus می‌تواند منجر به بهبودهای قابل توجهی شود.

understanding the minimus factors is crucial for our strategy.

درک عوامل minimus برای استراتژی ما بسیار مهم است.

she made a minimus adjustment to the design.

او یک تنظیم minimus در طراحی ایجاد کرد.

in the minimus of circumstances, we must adapt.

در شرایط minimus، ما باید سازگار شویم.

even the minimus details can make a big difference.

حتی جزئیات minimus می‌توانند تفاوت بزرگی ایجاد کنند.

he believes in the power of minimus changes over time.

او به قدرت تغییرات minimus در طول زمان اعتقاد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید