miniscule

[ایالات متحده]/'mɪnɪskjuːl/
[بریتانیا]/'mɪnə,skjʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نوشته شده با حروف کوچک، بسیار کوچک در اندازه

جملات نمونه

a miniscule amount of money

میزان بسیار ناچیز پول

the miniscule size of the insect

اندازه بسیار کوچک حشره

a miniscule error in the calculation

یک خطای بسیار کوچک در محاسبه

a miniscule chance of winning

احتمال بسیار ناچیز برنده شدن

the miniscule details in the painting

جزئیات بسیار کوچک در نقاشی

a miniscule portion of food

یک قسمت بسیار کوچک غذا

the miniscule font size

اندازه فونت بسیار کوچک

a miniscule impact on the environment

تاثیر بسیار کوچک بر محیط زیست

the miniscule weight of the feather

وزن بسیار کم پر

a miniscule crack in the glass

یک ترک بسیار کوچک در شیشه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید