ministering

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪstərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪstərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کمک کردن یا خدمت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ministering to

خدمت به

ministering others

خدمت به دیگران

ministering love

خدمت عشق

ministering grace

خدمت رحمت

ministering support

خدمت پشتیبانی

ministering peace

خدمت صلح

ministering hope

خدمت امید

ministering joy

خدمت شادی

ministering truth

خدمت حقیقت

ministering healing

خدمت شفا

جملات نمونه

the church is ministering to the needs of the community.

کلیسا در حال خدمت به نیازهای جامعه است.

she has a passion for ministering to the homeless.

او اشتیاقی برای خدمت به بی‌خانمان‌ها دارد.

they spent the afternoon ministering to the sick in the hospital.

آنها بعد از ظهر را در حال خدمت به بیماران در بیمارستان سپری کردند.

he feels called to ministering in foreign countries.

او احساس می‌کند که برای خدمت در کشورهای خارجی فراخوانده شده است.

ministering to others can be a rewarding experience.

خدمت به دیگران می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده باشد.

she is committed to ministering to youth in her area.

او متعهد به خدمت به جوانان در منطقه خود است.

the organization focuses on ministering to families in crisis.

این سازمان بر خدمت به خانواده‌های بحران‌زده تمرکز دارد.

he enjoys ministering to those in need through his charity work.

او از خدمت به نیازمندان از طریق کارهای خیریه‌اش لذت می‌برد.

they are training volunteers for ministering in local shelters.

آنها داوطلبان را برای خدمت در پناهگاه‌های محلی آموزش می‌دهند.

ministering requires compassion and dedication.

خدمت به دیگران نیاز به شفقت و تعهد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید