mirrorlike surface
سطح مانند آینه
mirrorlike finish
پوشش مانند آینه
mirrorlike reflection
بازتاب مانند آینه
mirrorlike quality
کیفیت مانند آینه
mirrorlike appearance
ظاهر مانند آینه
mirrorlike clarity
وضوح مانند آینه
mirrorlike effect
اثر مانند آینه
mirrorlike texture
بافت مانند آینه
mirrorlike shine
درخشش مانند آینه
the lake was mirrorlike, reflecting the mountains perfectly.
دریاچه مانند آینه بود و کوهها را به طور کامل منعکس میکرد.
her skin had a mirrorlike sheen under the sunlight.
پوستش در زیر نور خورشید، درخششی مانند آینه داشت.
the glass was so mirrorlike that it appeared invisible.
شیشه آنقدر مانند آینه بود که انگار نامرئی به نظر میرسید.
the calm sea was mirrorlike, creating a serene atmosphere.
دریاچه آرام مانند آینه بود و فضایی آرام ایجاد میکرد.
the artist used a mirrorlike finish on the sculpture.
هنرمند از یک پوشش مانند آینه برای مجسمه استفاده کرد.
her eyes had a mirrorlike quality that captivated everyone.
چشمانش کیفیتی مانند آینه داشتند که همه را مجذوب خود میکرد.
the new car had a mirrorlike surface that sparkled in the sun.
ماشین جدید دارای سطحی مانند آینه بود که در آفتاب میدرخشید.
the river flowed smoothly, its surface mirrorlike in the evening light.
رودخانه به آرامی جریان داشت، سطح آن در نور شب مانند آینه بود.
they admired the mirrorlike quality of the polished marble floor.
آنها کیفیت مانند آینه کف سنگ مرمر صیقلی را تحسین کردند.
the sky was mirrorlike, with clouds perfectly reflected in the water.
آسمان مانند آینه بود، با ابرهایی که به طور کامل در آب منعکس میشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید