misadventure

[ایالات متحده]/mɪsəd'ventʃə/
[بریتانیا]/ˌmɪsəd'vɛntʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حادثه یا تجربه نامطلوب به دلیل شانس بد.
Word Forms

جملات نمونه

the petty misdemeanours and misadventures of childhood.

ماجرای‌های کوچک و دردسرهای دوران کودکی.

This marks an unceremonious end of an ambitious technological misadventure by the DRDO -- country's premier defence R&D agency.

این نشان‌دهنده پایان ناگهانی و بدون تشریفات یک ماجراجویی فناورانه جاه‌طلبانه‌ی سازمان دفاعی و تحقیقات توسعه کشور (DRDO) است.

They went on a misadventure in the jungle.

آنها یک ماجراجویی در جنگل انجام دادند.

The misadventure resulted in a broken leg.

این ماجراجویی منجر به شکستگی پا شد.

She always seems to find herself in misadventures.

او همیشه به نظر می‌رسد که خود را در ماجراجویی‌ها می‌یابد.

Their misadventure turned into a funny story.

ماجراجویی آنها به یک داستان خنده‌دار تبدیل شد.

The misadventure taught them valuable lessons.

این ماجراجویی درس‌های ارزشمندی به آنها آموخت.

He narrowly escaped a misadventure on his hiking trip.

او به طرز خطرناکی از یک ماجراجویی در سفر پیاده‌روی خود جان سالم به در برد.

The misadventure left them stranded in the desert.

این ماجراجویی آنها را در بیابان سرگردان کرد.

Their misadventure turned out to be a blessing in disguise.

ماجراجویی آنها در نهایت به یک موهبت در لفافه‌ی بدبختی تبدیل شد.

She wrote a book about their misadventures around the world.

او در مورد ماجراجویی‌های آنها در سراسر جهان کتابی نوشت.

Despite the misadventure, they remained optimistic about the future.

با وجود ماجراجویی، آنها در مورد آینده خوش‌بین ماندند.

نمونه‌های واقعی

Any US attack on Russia would be a suicidal misadventure.

هرگونه حمله آمریکا به روسیه یک ماجراجویی خطرناک و خودکشی آمیز خواهد بود.

منبع: The Chronicles of Novel Events

Wary of wading into further Middle Eastern misadventures the Americans have said no.

با توجه به احتیاط در مورد ورود بیشتر به ماجراجویی‌های خاورمیانه، آمریکایی‌ها گفته‌اند خیر.

منبع: The Economist (Summary)

The answers lie in how his misadventure began.

پاسخ‌ها در این نکته نهفته است که این ماجراجویی چگونه آغاز شد.

منبع: Realm of Legends

" And if she lied? If she meets with misadventure" ?

" و اگر دروغ گفت؟ اگر با ماجراجویی روبرو شود؟"

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

William Dalrymple, a British historian, recounts Britain's early misadventures in Afghanistan in " Return of a King" , a masterful history.

ویلیام دالریمپل، مورخ بریتانیایی، ماجراجویی‌های اولیه بریتانیا در افغانستان را در کتاب " بازگشت یک پادشاه "، یک تاریخچه ماهرانه، شرح می‌دهد.

منبع: The Economist - Arts

And just so you know a misadventure is an adventure or a story but something went a little wrong.

فقط برای اطلاع شما، یک ماجراجویی یک ماجراجویی یا داستانی است، اما چیزی کمی اشتباه پیش رفت.

منبع: Emma's delicious English

I want you to write a short story for me about a misadventure that you've had once in the past.

می‌خواهم یک داستان کوتاه در مورد یک ماجراجویی که زمانی در گذشته داشته‌اید برایم بنویسید.

منبع: Emma's delicious English

Fix had foreseen how Passepartout's misadventure could detain Mr. Fogg in Calcutta.

فیکس پیش‌بینی کرده بود که ماجراجویی پسپار تو چگونه می‌تواند آقای فوگ را در کلکته задержать کند.

منبع: 11. Around the World in 80 Days (29 completed articles)

A verdict of death by misadventure was returned.

یک حکم مبنی بر مرگ ناشی از ماجراجویی صادر شد.

منبع: The Picture of Dorian Gray

Whilst his mining ventures had proved highly lucrative, Rhodesia had been an expensive misadventure, as had his infrastructural investments.

در حالی که تلاش‌های معدنی او بسیار سودآور بود، رودزی یک ماجراجویی گران قیمت بود، همانطور که سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی او نیز بود.

منبع: Character Profile

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید