fiasco

[ایالات متحده]/fiˈæskəʊ/
[بریتانیا]/fiˈæskoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکست کامل، یک فاجعه.

عبارات و ترکیب‌ها

complete fiasco

یک فاجعه کامل

جملات نمونه

The meeting was a fiasco from start to finish.

جلسه از ابتدا تا انتها یک فاجعه بود.

Their attempts to make public disorder ended in fiasco.

تلاش آنها برای ایجاد هرج و مرج در نهایت به فاجعه ای منتهی شد.

he singled out the pit closures fiasco as an example of how the government has messed up.

او رسوایی تعطقی چاه ها را به عنوان نمونه ای از نحوه خرابکاری دولت برجسته کرد.

The event turned into a fiasco due to poor planning.

به دلیل برنامه ریزی ضعیف، رویداد به فاجعه ای تبدیل شد.

The project was a complete fiasco from start to finish.

از ابتدا تا انتها پروژه یک فاجعه کامل بود.

The company tried to cover up the fiasco with misleading statements.

شرکت سعی کرد با بیانیه های گمراه کننده فاجعه را پنهان کند.

The product launch was a fiasco with many technical issues.

راه اندازی محصول یک فاجعه بود که مشکلات فنی زیادی داشت.

The team's miscommunication led to a fiasco during the presentation.

عدم ارتباط تیم منجر به فاجعه ای در طول ارائه شد.

The political scandal was a fiasco for the entire administration.

رسوایی سیاسی برای کل دولت یک فاجعه بود.

The concert turned into a fiasco when the main act didn't show up.

وقتی بازیگر اصلی سر صحنه نیامد، کنسرت به فاجعه ای تبدیل شد.

The merger between the two companies ended in a fiasco.

ادغام بین دو شرکت به فاجعه ای منتهی شد.

The campaign was a fiasco due to a series of strategic errors.

به دلیل مجموعه ای از خطاهای استراتژیک، کمپین به فاجعه ای تبدیل شد.

The fiasco resulted in major financial losses for the company.

فاجعه منجر به خسارات مالی بزرگ برای شرکت شد.

نمونه‌های واقعی

We don't want a repeat of last night's pork fiasco.

ما نمی‌خواهیم تکراری از فاجعه گوشت شب گذشته را ببینیم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

" Does he still, after the fiasco at the Ministry? "

" آیا او هنوز، پس از فاجعه در وزارتخانه؟"

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Mr Hollande's Socialist government wants to avoid a fresh fiasco over jobs and industry.

دولت سوسیالیست آقای هولاند می‌خواهد از یک فاجعه جدید در مورد مشاغل و صنعت اجتناب کند.

منبع: The Economist (Summary)

The Italians use the word fiasco in a phrase that literally means to make a bottle.

ایتالیایی‌ها از کلمه فاجعه در عبارتی استفاده می‌کنند که به معنای ساختن یک بطری است.

منبع: VOA Special October 2018 Collection

Another Minute Maid fiasco. -That's right.

فاجعه دیگر Minute Maid. - درست است.

منبع: Friends Season 6

This whole fiasco we've just talked about is called syndrome of inappropriate antidiuretic hormone, often abbreviated as SIADH.

کل این فاجعه ای که به تازگی در مورد آن صحبت کردیم به عنوان سندرم ترشح نامناسب هورمون ضد ادراری شناخته می شود که اغلب به SIADH خلاصه می شود.

منبع: Osmosis - Endocrine

From where she was injured during the whole fiasco at the Statue of Liberty.

از مکانی که در طول کل فاجعه در مجسمه آزادی مجروح شد.

منبع: Spider-Man: No Way Home

That was the chairman of my board. This Lynette thing is turning into a fiasco.

او رئیس هیئت مدیره من بود. این موضوع لینت به یک فاجعه تبدیل می شود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

According to the Oxford English Dictionary, fiasco entered English in the mid-1800s.

طبق فرهنگ لغت آکسفورد، کلمه فاجعه در اواسط دهه 1800 وارد زبان انگلیسی شد.

منبع: VOA Special October 2018 Collection

We are still far from a fiasco.

هنوز خیلی دوریم از فاجعه.

منبع: VOA Special October 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید