misadvising clients
مشاوره نادرست با مشتریان
misadvising students
مشاوره نادرست با دانشجویان
misadvising employees
مشاوره نادرست با کارمندان
misadvising investors
مشاوره نادرست با سرمایهگذاران
misadvising partners
مشاوره نادرست با شرکا
misadvising stakeholders
مشاوره نادرست با ذینفعان
misadvising organizations
مشاوره نادرست با سازمانها
misadvising groups
مشاوره نادرست با گروهها
misadvising teams
مشاوره نادرست با تیمها
misadvising individuals
مشاوره نادرست با افراد
the consultant was misadvising the client about the investment risks.
مشاور به اشتباه به مشتری در مورد خطرات سرمایهگذاری توصیه میکرد.
misadvising employees can lead to serious workplace issues.
مشاوره نادرست با کارکنان میتواند منجر به مشکلات جدی در محل کار شود.
the teacher was accused of misadvising students on their course selections.
معلم به دادن توصیه نادرست به دانشآموزان در مورد انتخاب دروس خود متهم شد.
misadvising can result in financial losses for the company.
مشاوره نادرست میتواند منجر به خسارات مالی برای شرکت شود.
she felt frustrated after misadvising her friend about the relationship.
او بعد از دادن توصیه نادرست به دوستش در مورد رابطه، احساس ناامیدی کرد.
misadvising can damage a professional's reputation.
مشاوره نادرست میتواند به شهرت یک متخصص آسیب برساند.
the manager was careful not to misadvise the team on the project deadline.
مدیر مراقب بود که به تیم در مورد مهلت پروژه توصیه نادرستی نکند.
he regretted misadvising his colleague during the negotiation.
او پشیمان بود که در طول مذاکره به همکارش توصیه نادرستی کرد.
misadvising clients can lead to legal consequences.
مشاوره نادرست به مشتریان میتواند منجر به عواقب قانونی شود.
the lawyer was careful not to misadvise his clients on legal matters.
وکیل مراقب بود که به مشتریان خود در مورد مسائل حقوقی توصیه نادرستی نکند.
misadvising clients
مشاوره نادرست با مشتریان
misadvising students
مشاوره نادرست با دانشجویان
misadvising employees
مشاوره نادرست با کارمندان
misadvising investors
مشاوره نادرست با سرمایهگذاران
misadvising partners
مشاوره نادرست با شرکا
misadvising stakeholders
مشاوره نادرست با ذینفعان
misadvising organizations
مشاوره نادرست با سازمانها
misadvising groups
مشاوره نادرست با گروهها
misadvising teams
مشاوره نادرست با تیمها
misadvising individuals
مشاوره نادرست با افراد
the consultant was misadvising the client about the investment risks.
مشاور به اشتباه به مشتری در مورد خطرات سرمایهگذاری توصیه میکرد.
misadvising employees can lead to serious workplace issues.
مشاوره نادرست با کارکنان میتواند منجر به مشکلات جدی در محل کار شود.
the teacher was accused of misadvising students on their course selections.
معلم به دادن توصیه نادرست به دانشآموزان در مورد انتخاب دروس خود متهم شد.
misadvising can result in financial losses for the company.
مشاوره نادرست میتواند منجر به خسارات مالی برای شرکت شود.
she felt frustrated after misadvising her friend about the relationship.
او بعد از دادن توصیه نادرست به دوستش در مورد رابطه، احساس ناامیدی کرد.
misadvising can damage a professional's reputation.
مشاوره نادرست میتواند به شهرت یک متخصص آسیب برساند.
the manager was careful not to misadvise the team on the project deadline.
مدیر مراقب بود که به تیم در مورد مهلت پروژه توصیه نادرستی نکند.
he regretted misadvising his colleague during the negotiation.
او پشیمان بود که در طول مذاکره به همکارش توصیه نادرستی کرد.
misadvising clients can lead to legal consequences.
مشاوره نادرست به مشتریان میتواند منجر به عواقب قانونی شود.
the lawyer was careful not to misadvise his clients on legal matters.
وکیل مراقب بود که به مشتریان خود در مورد مسائل حقوقی توصیه نادرستی نکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید