erring

[ایالات متحده]/'ɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/'ɝɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتکب اشتباهات، نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

erring ways

راه‌های اشتباه

committing errors

انجام اشتباهات

جملات نمونه

to err on the side of caution

عمل بر اساس احتیاط

to err is human, to forgive divine

اشتباه کردن ذاتی انسان است، بخشش صفتی الهی

to err in judgment

قضاوت اشتباه کردن

to err in speech

در گفتار اشتباه کردن

to err in action

در عمل اشتباه کردن

to err on the side of generosity

عمل بر اساس سخاوت

erring on the side of caution

عمل بر اساس احتیاط

erring from the path of righteousness

منحرف شدن از مسیر درست

erring in his ways

منحرف شدن در روش هایش

نمونه‌های واقعی

We need to operate in a country like Libya erring on the side of security, he said.

ما نیاز داریم در کشوری مانند لیبی عمل کنیم و در صورت لزوم جانب احتیاط را رعایت کنیم، او گفت.

منبع: VOA Standard May 2013 Collection

I feel like they need a bit more structure to them, so I'm erring towards my eggs.

احساس می‌کنم به کمی ساختار بیشتر نیاز دارند، بنابراین من به سمت تخم مرغ‌هایم گرایش دارم.

منبع: Gourmet Base

She put her left hand out to me with a pathetic gesture, like the erring wife in East Lynne.

او دست چپ خود را به سمت من دراز کرد و با یک حرکت حقیرانه، مانند همسر اشتباه‌کننده در ایست لین.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 1)

Hester Prynne, nevertheless, the lonely mother of this one child, ran little risk of erring on the side of undue severity.

با این حال، هستر پرین، مادر تنها این یک کودک، خطر کمی از انحراف به سمت شدت بیش از حد داشت.

منبع: Red characters

But it cut both ways because Jupiter has no value system, when it sees an erring comet it may attract it and swallow it up.

اما این به ضرر هر دو بود زیرا مشتری سیستم ارزشی ندارد، وقتی یک دنباله‌دار اشتباه‌کننده را می‌بیند ممکن است آن را جذب و بلع کند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

So, Google says it is erring on the side of caution, and is only allowing people to see snippets of a book.

بنابراین، گوگل می‌گوید که در حال احتیاط است و فقط به مردم اجازه می‌دهد تا قطعاتی از یک کتاب را ببینند.

منبع: 2007 English Cafe

Perhaps the sole condition of my progress to this state of mind and heart which make my happiness was that very stumbling and erring which I so regret.

شاید تنها شرط پیشرفت من به این حالت ذهن و قلب که باعث خوشبختی من می‌شود، همان لغزش و اشتباهی بود که من آنقدر پشیمانم.

منبع: Essays on the Four Seasons

I am not going out under human guidance, subject to the defective laws and erring control of my feeble fellow-worms: my king, my lawgiver, my captain, is the All-perfect.

من بدون راهنمایی انسان، مشمول قوانین معیوب و کنترل اشتباه کرم‌های ضعیف هم‌نژاد خود بیرون نخواهم رفت: شاه من، قانون‌گذار من، کاپیتان من، همه‌کمال است.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

But where it flings is anyone's guess and so erring comets can be flung in towards Earth, they can be flung into the Sun, they can be flung out of the solar system.

اما اینکه کجا پرتاب می‌کند حدس هر کسی است و بنابراین دنباله‌دار‌های اشتباه‌کننده می‌توانند به سمت زمین پرتاب شوند، می‌توانند به سمت خورشید پرتاب شوند، می‌توانند از منظومه شمسی پرتاب شوند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

" The fact that people erred does not prove that I am erring. Besides, there is a great difference between the ravings of ideologists and the data of positive economic science" .

این واقعیت که مردم اشتباه کرده‌اند ثابت نمی‌کند که من اشتباه می‌کنم. علاوه بر این، تفاوت زیادی بین زیاده‌گویی ایدئولوژیست‌ها و داده‌های علم اقتصادی مثبت وجود دارد.

منبع: Resurrection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید