misaligns

[ایالات متحده]/ˌmɪs.əˈlaɪnz/
[بریتانیا]/ˌmɪs.əˈlaɪnz/

ترجمه

v. قرار دادن یا مرتب کردن (چیزی) به طور نادرست
n. وضعیت خارج از تراز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

misaligns with

با همسو نبودن

misaligns goals

همسو نبودن اهداف

misaligns expectations

همسو نبودن انتظارات

misaligns strategies

همسو نبودن استراتژی‌ها

misaligns priorities

همسو نبودن اولویت‌ها

misaligns values

همسو نبودن ارزش‌ها

misaligns interests

همسو نبودن منافع

misaligns efforts

همسو نبودن تلاش‌ها

misaligns timelines

همسو نبودن زمان‌بندی‌ها

misaligns actions

همسو نبودن اقدامات

جملات نمونه

the image misaligns with the text on the page.

تصویر با متن روی صفحه هم‌تراز نیست.

the schedule misaligns with the project timeline.

برنامه با جدول زمانی پروژه هم‌تراز نیست.

when the data misaligns, it can lead to incorrect conclusions.

هنگامی که داده‌ها هم‌تراز نباشند، می‌تواند منجر به نتیجه‌گیری نادرست شود.

the artwork misaligns with the overall theme of the exhibit.

هنر با مضمون کلی نمایشگاه هم‌تراز نیست.

the report misaligns with the findings from the research.

گزارش با یافته‌های حاصل از تحقیقات هم‌تراز نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید