misbeliever

[ایالات متحده]/ˌmɪs.bɪˈliː.vər/
[بریتانیا]/ˌmɪs.bɪˈliː.vɚ/

ترجمه

n. کسی که یک باور نادرست دارد یا یک دین نادرست را دنبال می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

misbeliever group

گروه غیرعلاقمند

misbeliever status

وضعیت غیرعلاقمند

misbeliever mindset

نگرش غیرعلاقمند

misbeliever ideology

ایدئولوژی غیرعلاقمند

misbeliever behavior

رفتار غیرعلاقمند

misbeliever community

جامعه غیرعلاقمند

misbeliever perspective

دیدگاه غیرعلاقمند

misbeliever opinion

نظر غیرعلاقمند

misbeliever theory

نظریه غیرعلاقمند

misbeliever notion

ذهنیت غیرعلاقمند

جملات نمونه

he was labeled a misbeliever by the community.

او به عنوان یک غیرمتعهد توسط جامعه مورد برچسب‌گذاری قرار گرفت.

as a misbeliever, she struggled to find her place in the faith.

به عنوان یک غیرمتعهد، او برای یافتن جایگاه خود در ایمان تلاش کرد.

the misbeliever questioned the teachings of the church.

غیرمتعهد به آموزش‌های کلیسا شک کرد.

many misbelievers face discrimination in religious communities.

بسیاری از غیرمتعهدها با تبعیض در جوامع مذهبی روبرو هستند.

he felt isolated as a misbeliever among his peers.

او به عنوان یک غیرمتعهد در بین همسالان خود احساس انزوا کرد.

misbelievers often seek understanding and acceptance.

غیرمتعهدها اغلب به دنبال درک و پذیرش هستند.

she was once a believer but became a misbeliever over time.

او زمانی یک متعهد بود اما در طول زمان به یک غیرمتعهد تبدیل شد.

his journey from believer to misbeliever was filled with doubt.

سفر او از متعهد به غیرمتعهد پر از تردید بود.

they held a discussion about the rights of misbelievers.

آنها در مورد حقوق غیرمتعهدها بحث کردند.

the misbeliever's perspective challenged traditional views.

دیدگاه غیرمتعهد چالش‌هایی برای دیدگاه‌های سنتی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید