miscalculated risk
ریسک محاسبهنشده
miscalculated estimate
تخمین محاسبهنشده
miscalculated figure
عدد محاسبهنشده
miscalculated time
زمان محاسبهنشده
miscalculated cost
هزینه محاسبهنشده
miscalculated outcome
نتیجه محاسبهنشده
miscalculated assumptions
فرضیات محاسبهنشده
miscalculated values
مقادیر محاسبهنشده
miscalculated parameters
پارامترهای محاسبهنشده
miscalculated projections
پیشبینیهای محاسبهنشده
he miscalculated the time needed for the project.
او زمان مورد نیاز برای پروژه را به درستی محاسبه نکرد.
they miscalculated their expenses for the trip.
آنها هزینههای سفر خود را به درستی محاسبه نکردند.
she miscalculated the risks involved in the investment.
او خطرات مرتبط با سرمایه گذاری را به درستی محاسبه نکرد.
the team miscalculated the number of resources required.
تیم تعداد منابع مورد نیاز را به درستی محاسبه نکرد.
he realized he had miscalculated his chances of winning.
او متوجه شد که شانس پیروزی خود را به درستی محاسبه نکرده است.
they miscalculated the impact of the new policy.
آنها تأثیر سیاست جدید را به درستی محاسبه نکردند.
she miscalculated the distance to the destination.
او فاصله تا مقصد را به درستی محاسبه نکرد.
we miscalculated the time it would take to complete the task.
ما زمان مورد نیاز برای تکمیل وظیفه را به درستی محاسبه نکردیم.
the engineer miscalculated the load capacity of the bridge.
مهندس ظرفیت بار پل را به درستی محاسبه نکرد.
he miscalculated the amount of paint needed for the room.
او مقدار رنگ مورد نیاز برای اتاق را به درستی محاسبه نکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید