miscalculated

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈkæl.kjʊ.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈkæl.kjʊ.leɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را نادرست محاسبه کردن؛ قضاوت نادرست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

miscalculated risk

ریسک محاسبه‌نشده

miscalculated estimate

تخمین محاسبه‌نشده

miscalculated figure

عدد محاسبه‌نشده

miscalculated time

زمان محاسبه‌نشده

miscalculated cost

هزینه محاسبه‌نشده

miscalculated outcome

نتیجه محاسبه‌نشده

miscalculated assumptions

فرضیات محاسبه‌نشده

miscalculated values

مقادیر محاسبه‌نشده

miscalculated parameters

پارامترهای محاسبه‌نشده

miscalculated projections

پیش‌بینی‌های محاسبه‌نشده

جملات نمونه

he miscalculated the time needed for the project.

او زمان مورد نیاز برای پروژه را به درستی محاسبه نکرد.

they miscalculated their expenses for the trip.

آنها هزینه‌های سفر خود را به درستی محاسبه نکردند.

she miscalculated the risks involved in the investment.

او خطرات مرتبط با سرمایه گذاری را به درستی محاسبه نکرد.

the team miscalculated the number of resources required.

تیم تعداد منابع مورد نیاز را به درستی محاسبه نکرد.

he realized he had miscalculated his chances of winning.

او متوجه شد که شانس پیروزی خود را به درستی محاسبه نکرده است.

they miscalculated the impact of the new policy.

آنها تأثیر سیاست جدید را به درستی محاسبه نکردند.

she miscalculated the distance to the destination.

او فاصله تا مقصد را به درستی محاسبه نکرد.

we miscalculated the time it would take to complete the task.

ما زمان مورد نیاز برای تکمیل وظیفه را به درستی محاسبه نکردیم.

the engineer miscalculated the load capacity of the bridge.

مهندس ظرفیت بار پل را به درستی محاسبه نکرد.

he miscalculated the amount of paint needed for the room.

او مقدار رنگ مورد نیاز برای اتاق را به درستی محاسبه نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید