erred

[ایالات متحده]/ɛrd/
[بریتانیا]/ɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اشتباه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

erred greatly

اشتباه بزرگی مرتکب شد

erred once

یک بار اشتباه کرد

erred badly

به شدت اشتباه کرد

erred repeatedly

مکرراً اشتباه کرد

erred in judgment

در قضاوت اشتباه کرد

erred in calculation

در محاسبات اشتباه کرد

erred on side

در یک سمت اشتباه کرد

erred during process

در طول فرآیند اشتباه کرد

erred in assumption

در فرضیات اشتباه کرد

erred in action

در عمل اشتباه کرد

جملات نمونه

he erred in his calculations.

او در محاسبات خود اشتباه کرد.

she erred on the side of caution.

او در سمت احتیاط اشتباه کرد.

the committee erred in their decision.

کمیته در تصمیم خود اشتباه کرد.

he erred by not checking the facts.

او با این که حقایق را بررسی نکرد، اشتباه کرد.

they erred in their judgment of the situation.

آنها در قضاوت خود در مورد وضعیت اشتباه کردند.

she erred when she trusted him too quickly.

او زمانی که خیلی سریع به او اعتماد کرد، اشتباه کرد.

the teacher erred in grading the exam.

معلم در تصحیح امتحان اشتباه کرد.

he erred by assuming everyone agreed with him.

او با این فرض که همه با او موافق بودند، اشتباه کرد.

they erred in their interpretation of the law.

آنها در تفسیر قانون اشتباه کردند.

she erred in her understanding of the instructions.

او در درک دستورالعمل ها اشتباه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید