erred greatly
اشتباه بزرگی مرتکب شد
erred once
یک بار اشتباه کرد
erred badly
به شدت اشتباه کرد
erred repeatedly
مکرراً اشتباه کرد
erred in judgment
در قضاوت اشتباه کرد
erred in calculation
در محاسبات اشتباه کرد
erred on side
در یک سمت اشتباه کرد
erred during process
در طول فرآیند اشتباه کرد
erred in assumption
در فرضیات اشتباه کرد
erred in action
در عمل اشتباه کرد
he erred in his calculations.
او در محاسبات خود اشتباه کرد.
she erred on the side of caution.
او در سمت احتیاط اشتباه کرد.
the committee erred in their decision.
کمیته در تصمیم خود اشتباه کرد.
he erred by not checking the facts.
او با این که حقایق را بررسی نکرد، اشتباه کرد.
they erred in their judgment of the situation.
آنها در قضاوت خود در مورد وضعیت اشتباه کردند.
she erred when she trusted him too quickly.
او زمانی که خیلی سریع به او اعتماد کرد، اشتباه کرد.
the teacher erred in grading the exam.
معلم در تصحیح امتحان اشتباه کرد.
he erred by assuming everyone agreed with him.
او با این فرض که همه با او موافق بودند، اشتباه کرد.
they erred in their interpretation of the law.
آنها در تفسیر قانون اشتباه کردند.
she erred in her understanding of the instructions.
او در درک دستورالعمل ها اشتباه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید