mischievously

[ایالات متحده]/'mistʃivəsli/
[بریتانیا]/ˈmɪstʃɪvəslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز مضر یا شیطنت‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

grinning mischievously

لبخند زدن با شیطنت

acting mischievously

با شیطنت رفتار کردن

smirking mischievously

خونسردانه با شیطنت لبخند زدن

plotting mischievously

با شیطنت نقشه‌کشی کردن

teasing mischievously

با شیطنت مسخره کردن

جملات نمونه

he behaved badly in school; he mischievously looked for a chance to embarrass his sister; behaved naughtily when they had guests and was sent to his room.

او رفتارش در مدرسه بد بود؛ او به طور شیطنت آمیز به دنبال فرصتی برای شرمساند کردن خواهرش بود؛ وقتی مهمان داشتند با بی نزاکتی رفتار می‌کرد و به اتاقش فرستاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید