miscreating

[ایالات متحده]/ˌmɪs.kriːˈeɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌmɪs.kriːˈeɪ.tɪŋ/

ترجمه

v. چیزی را نادرست یا اشتباه خلق کردن; تولید چیزی که معیوب یا ناقص است

عبارات و ترکیب‌ها

miscreating reality

ایجاد دوباره نادرست واقعیت

miscreating problems

ایجاد دوباره نادرست مشکلات

miscreating chaos

ایجاد دوباره نادرست هرج و مرج

miscreating opportunities

ایجاد دوباره نادرست فرصت‌ها

miscreating expectations

ایجاد دوباره نادرست انتظارات

miscreating outcomes

ایجاد دوباره نادرست نتایج

miscreating situations

ایجاد دوباره نادرست موقعیت‌ها

miscreating events

ایجاد دوباره نادرست رویدادها

miscreating narratives

ایجاد دوباره نادرست روایت‌ها

miscreating images

ایجاد دوباره نادرست تصاویر

جملات نمونه

miscreating a plan can lead to confusion.

ایجاد یک طرح به روش نادرست می‌تواند منجر به سردرگمی شود.

they are miscreating their own reality.

آنها در حال ایجاد نادرست واقعیت خود هستند.

miscreating relationships often results in misunderstandings.

ایجاد نادرست روابط اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

he realized he was miscreating his career path.

او متوجه شد که مسیر شغلی خود را به روش نادرست ایجاد می‌کند.

miscreating goals can hinder personal growth.

ایجاد نادرست اهداف می‌تواند رشد شخصی را مختل کند.

they were miscreating their image in the public eye.

آنها در حال ایجاد نادرست تصویر خود در منظر عمومی بودند.

miscreating expectations can lead to disappointment.

ایجاد نادرست انتظارات می‌تواند منجر به ناامیدی شود.

she found herself miscreating her own happiness.

او متوجه شد که شادی خود را به روش نادرست ایجاد می‌کند.

miscreating a message can cause serious issues.

ایجاد نادرست یک پیام می‌تواند باعث مشکلات جدی شود.

they are miscreating their brand identity.

آنها در حال ایجاد نادرست هویت برند خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید