miserabler

[ایالات متحده]/'maɪzrəblə/
[بریتانیا]/'maɪzərəbəl/

ترجمه

adj. بدشانس; miserable; قابل ترحم; (شخص) در حال رنج; پریشان; نشان دهنده درد; ایجاد کننده درد; ناراحت کننده; فقیر; قابل ترحم; به میزان قابل ترحم کوچک یا کم; بد; فقیر; inferior; شرم آور; حقیر; کثیف; نامرتب; [محاوره ای] احساس ناخوشی; [انگلیسی استرالیایی] خسیس; بدجنس
n. شخصی که رنج می برد; شخص بدشانس; شخصی در فقر شدید

عبارات و ترکیب‌ها

miserabler than ever

بدتر از همیشه

miserabler at home

بدتر در خانه

miserabler in life

بدتر در زندگی

miserabler than before

بدتر از همیشه

miserabler every day

هر روز بدتر

miserabler with friends

بدتر با دوستان

miserabler in winter

بدتر در زمستان

miserabler after work

بدتر بعد از کار

miserabler alone

بدتر تنها

miserabler than usual

بدتر از معمول

جملات نمونه

he felt miserabler than ever after the breakup.

او بعد از جدایی احساس بدتری از همیشه می‌کرد.

the weather today is even miserabler than yesterday.

هوا امروز حتی از دیروز هم بدتر است.

she looked miserabler with each passing day.

با گذشت هر روز، او بدتر به نظر می‌رسید.

his excuses made the situation even miserabler.

بهانه‌های او باعث شدند اوضاع حتی بدتر شود.

after losing his job, he felt miserabler than before.

بعد از اینکه شغلش را از دست داد، احساس بدتری از قبل کرد.

the longer they waited, the miserabler they became.

هرچه بیشتر صبر می‌کردند، بدتر می‌شدند.

she found herself in a miserabler situation.

او خود را در شرایط بدتری یافت.

his health has been getting miserabler over the months.

وضعیت سلامتی او در طول ماه‌ها بدتر شده است.

the news made him feel even miserabler.

این خبر باعث شد او احساس بدتری کند.

they couldn't believe how miserabler their lives had become.

آنها نمی‌توانستند باور کنند که زندگی آنها چقدر بدتر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید