misestimation

[ایالات متحده]/ˌmɪsˌɛstəˈmeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmɪsˌɛstəˈmeɪʃən/

ترجمه

n. یک ارزیابی یا قضاوت نادرست
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

misestimation error

خطای برآورد

misestimation factor

ضریب برآورد

misestimation risk

ریسک برآورد

misestimation impact

تاثیر برآورد

misestimation analysis

تجزیه و تحلیل برآورد

misestimation assessment

ارزیابی برآورد

misestimation adjustment

تنظیم برآورد

misestimation correction

اصلاح برآورد

misestimation model

مدل برآورد

misestimation challenge

چالش برآورد

جملات نمونه

his misestimation of the project's budget led to financial issues.

برآورد نادرست او از بودجه پروژه منجر به مشکلات مالی شد.

the team's misestimation of the timeline caused delays.

برآورد نادرست تیم از جدول زمانی باعث تاخیر شد.

she realized her misestimation of the risks involved.

او متوجه شد که برآورد نادرست او از خطرات احتمالی وجود دارد.

a misestimation of customer demand can hurt sales.

برآورد نادرست تقاضای مشتری می تواند به فروش آسیب برساند.

his misestimation of the competition's capabilities was surprising.

برآورد نادرست او از توانایی های رقبا غیرمنتظره بود.

the misestimation of resources led to project failure.

برآورد نادرست منابع منجر به شکست پروژه شد.

they faced challenges due to a misestimation of their target market.

آنها به دلیل برآورد نادرست بازار هدف خود با چالش هایی روبرو شدند.

a misestimation of time can affect your performance.

برآورد نادرست زمان می تواند بر عملکرد شما تأثیر بگذارد.

his misestimation of her abilities was a common mistake.

برآورد نادرست او از توانایی های او یک اشتباه رایج بود.

they acknowledged their misestimation of the project's complexity.

آنها اذعان کردند که برآورد نادرست آنها از پیچیدگی پروژه وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید