mishearing

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈhɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈhɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل شنیدن چیزی به طور نادرست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mishearing words

اشتباه شنیدن کلمات

mishearing names

اشتباه شنیدن نام‌ها

mishearing sounds

اشتباه شنیدن صداها

mishearing phrases

اشتباه شنیدن عبارات

mishearing instructions

اشتباه شنیدن دستورالعمل‌ها

mishearing conversations

اشتباه شنیدن مکالمات

mishearing signals

اشتباه شنیدن نشانه‌ها

mishearing lyrics

اشتباه شنیدن متن ترانه‌ها

mishearing accents

اشتباه شنیدن لهجه‌ها

mishearing context

اشتباه شنیدن زمینه

جملات نمونه

her mishearing of the instructions led to confusion.

اشتباه شنیدن او دستورالعمل‌ها منجر به سردرگمی شد.

i think i have a habit of mishearing people's names.

من فکر می‌کنم من عادت به اشتباه شنیدن نام افراد دارم.

mishearing the lyrics made the song even more entertaining.

اشتباه شنیدن متن آهنگ آن را حتی سرگرم‌کننده‌تر کرد.

he laughed after realizing his mishearing of the joke.

او پس از متوجه شدن از اشتباه شنیدن خود از شوخی خندید.

mishearing can sometimes lead to funny misunderstandings.

اشتباه شنیدن گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم‌های خنده‌دار شود.

she corrected her mishearing of the conversation quickly.

او به سرعت اشتباه شنیدن خود از مکالمه را تصحیح کرد.

his mishearing of the message caused a delay.

اشتباه شنیدن او از پیام باعث تاخیر شد.

mishearing technical terms can be frustrating in meetings.

اشتباه شنیدن اصطلاحات فنی می‌تواند در جلسات خسته‌کننده باشد.

she often finds herself mishearing her friends' stories.

او اغلب متوجه می‌شود که داستان‌های دوستانش را اشتباه می‌شنود.

his mishearing of the question led to an awkward response.

اشتباه شنیدن او از سؤال منجر به یک پاسخ ناخوشایند شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید