| جمع | mishegaass |
mishegaas moment
لحظه میشگاس
total mishegaas
میشگاس کامل
mishegaas level
سطح میشگاس
pure mishegaas
میشگاس خالص
mishegaas behavior
رفتار میشگاس
mishegaas energy
انرژی میشگاس
mishegaas vibes
فضای میشگاس
mishegaas party
جشن میشگاس
mishegaas situation
وضعیت میشگاس
mishegaas idea
ایده میشگاس
he went completely mishegaas over the new video game.
او کاملاً دیوانه بازی ویدیویی جدید شد.
she thought his ideas were mishegaas but they actually worked.
او فکر کرد که ایده های او دیوانه وار است اما در واقعیت جواب داد.
the crowd went mishegaas when the concert started.
وقتی کنسرت شروع شد، جمعیت دیوانه شد.
after the mishegaas party, everyone was exhausted.
بعد از مهمانی دیوانه وار، همه خسته بودند.
his mishegaas behavior surprised everyone at the meeting.
رفتار دیوانه وار او همه را در جلسه غافلگیر کرد.
they thought it was mishegaas to travel during the pandemic.
آنها فکر کردند که سفر در دوران همهگیری دیوانه وار است.
the idea seemed mishegaas at first, but it became a success.
در ابتدا ایده دیوانه وار به نظر می رسید، اما به موفقیت انجامید.
his mishegaas antics kept everyone entertained.
خودی های دیوانه وار او همه را سرگرم نگه داشت.
it was mishegaas to think they could finish the project in one day.
این فکر کردن که آنها می توانند پروژه را در یک روز تمام کنند، دیوانه وار بود.
she has a mishegaas sense of humor that makes everyone laugh.
او یک حس شوخ طبعی دیوانه وار دارد که باعث می شود همه بخندند.
mishegaas moment
لحظه میشگاس
total mishegaas
میشگاس کامل
mishegaas level
سطح میشگاس
pure mishegaas
میشگاس خالص
mishegaas behavior
رفتار میشگاس
mishegaas energy
انرژی میشگاس
mishegaas vibes
فضای میشگاس
mishegaas party
جشن میشگاس
mishegaas situation
وضعیت میشگاس
mishegaas idea
ایده میشگاس
he went completely mishegaas over the new video game.
او کاملاً دیوانه بازی ویدیویی جدید شد.
she thought his ideas were mishegaas but they actually worked.
او فکر کرد که ایده های او دیوانه وار است اما در واقعیت جواب داد.
the crowd went mishegaas when the concert started.
وقتی کنسرت شروع شد، جمعیت دیوانه شد.
after the mishegaas party, everyone was exhausted.
بعد از مهمانی دیوانه وار، همه خسته بودند.
his mishegaas behavior surprised everyone at the meeting.
رفتار دیوانه وار او همه را در جلسه غافلگیر کرد.
they thought it was mishegaas to travel during the pandemic.
آنها فکر کردند که سفر در دوران همهگیری دیوانه وار است.
the idea seemed mishegaas at first, but it became a success.
در ابتدا ایده دیوانه وار به نظر می رسید، اما به موفقیت انجامید.
his mishegaas antics kept everyone entertained.
خودی های دیوانه وار او همه را سرگرم نگه داشت.
it was mishegaas to think they could finish the project in one day.
این فکر کردن که آنها می توانند پروژه را در یک روز تمام کنند، دیوانه وار بود.
she has a mishegaas sense of humor that makes everyone laugh.
او یک حس شوخ طبعی دیوانه وار دارد که باعث می شود همه بخندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید