misopedia

[ایالات متحده]/ˌmɪsəʊˈpiːdiə/
[بریتانیا]/ˌmɪsoʊˈpiːdiə/

ترجمه

n. نفرت یا بیزاری از فرزندان خود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

misopedia symptoms

علائم میزوپدیا

misopedia treatment

درمان میزوپدیا

misopedia causes

علت‌های میزوپدیا

misopedia effects

اثرات میزوپدیا

misopedia awareness

آگاهی از میزوپدیا

misopedia research

تحقیقات در مورد میزوپدیا

misopedia diagnosis

تشخیص میزوپدیا

misopedia prevention

جلوگیری از میزوپدیا

misopedia support

حمایت از میزوپدیا

misopedia therapy

درمان‌ درمانی میزوپدیا

جملات نمونه

her misopedia made it difficult for her to connect with children.

میزوپدیا باعث می‌شد برقراری ارتباط با کودکان برای او دشوار باشد.

he sought therapy to overcome his misopedia.

او برای غلبه بر میزوپدیای خود به دنبال درمان بود.

misopedia can stem from negative childhood experiences.

میزوپدیا ممکن است از تجربیات تلخ کودکی نشأت بگیرد.

many people with misopedia avoid situations involving children.

بسیاری از افراد مبتلا به میزوپدیا از موقعیت‌هایی که شامل کودکان می‌شود اجتناب می‌کنند.

understanding misopedia is important for educators.

درک میزوپدیا برای مربیان مهم است.

his misopedia affected his ability to be a good parent.

میزوپدیای او بر توانایی او برای یک پدر خوب بودن تأثیر گذاشت.

she read books about misopedia to better understand her feelings.

او کتاب‌هایی در مورد میزوپدیا خواند تا احساسات خود را بهتر درک کند.

misopedia can lead to isolation from family and friends.

میزوپدیا می‌تواند منجر به انزوا از خانواده و دوستان شود.

therapists often address misopedia in their sessions.

درمانگران اغلب میزوپدیا را در جلسات خود مورد توجه قرار می‌دهند.

parents should be aware of the signs of misopedia.

والدین باید از علائم میزوپدیا آگاه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید