misplaying the game
بازی را به درستی انجام نمیدهد
misplaying your hand
دست خود را به درستی بازی نمیکند
misplaying the role
نقش را به درستی ایفا نمیکند
misplaying the situation
شرایط را به درستی ارزیابی نمیکند
misplaying a move
حرکتی را به درستی انجام نمیدهد
misplaying the strategy
استراتژی را به درستی اجرا نمیکند
misplaying the position
موقعیت را به درستی استفاده نمیکند
misplaying the opportunity
فرصت را از دست میدهد
misplaying the rules
قوانین را رعایت نمیکند
misplaying the moment
لحظه را به درستی استفاده نمیکند
he is misplaying his chances in the game.
او در حال دست کم گرفتن شانسهای خود در بازی است.
by misplaying the strategy, they lost the match.
با بازی ضعیف استراتژی، آنها مسابقه را باختند.
misplaying the situation could lead to serious consequences.
بازی اشتباه با شرایط میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she was misplaying her role in the project.
او نقش خود را به درستی ایفا نمیکرد.
he realized he was misplaying his hand in poker.
او متوجه شد که در بازی پوکر دست خود را به درستی بازی نمیکند.
they are misplaying their options in the negotiation.
آنها در حال دست کم گرفتن گزینههای خود در مذاکره هستند.
misplaying your emotions can complicate relationships.
بازی با احساساتتان میتواند روابط را پیچیده کند.
she is misplaying her strengths in the interview.
او نقاط قوت خود را به درستی در مصاحبه نشان نمیدهد.
misplaying the rules can get you disqualified.
بازی با قوانین میتواند باعث حذف شما شود.
he kept misplaying his opportunities for advancement.
او به طور مداوم فرصتهای پیشرفت خود را از دست میداد.
misplaying the game
بازی را به درستی انجام نمیدهد
misplaying your hand
دست خود را به درستی بازی نمیکند
misplaying the role
نقش را به درستی ایفا نمیکند
misplaying the situation
شرایط را به درستی ارزیابی نمیکند
misplaying a move
حرکتی را به درستی انجام نمیدهد
misplaying the strategy
استراتژی را به درستی اجرا نمیکند
misplaying the position
موقعیت را به درستی استفاده نمیکند
misplaying the opportunity
فرصت را از دست میدهد
misplaying the rules
قوانین را رعایت نمیکند
misplaying the moment
لحظه را به درستی استفاده نمیکند
he is misplaying his chances in the game.
او در حال دست کم گرفتن شانسهای خود در بازی است.
by misplaying the strategy, they lost the match.
با بازی ضعیف استراتژی، آنها مسابقه را باختند.
misplaying the situation could lead to serious consequences.
بازی اشتباه با شرایط میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she was misplaying her role in the project.
او نقش خود را به درستی ایفا نمیکرد.
he realized he was misplaying his hand in poker.
او متوجه شد که در بازی پوکر دست خود را به درستی بازی نمیکند.
they are misplaying their options in the negotiation.
آنها در حال دست کم گرفتن گزینههای خود در مذاکره هستند.
misplaying your emotions can complicate relationships.
بازی با احساساتتان میتواند روابط را پیچیده کند.
she is misplaying her strengths in the interview.
او نقاط قوت خود را به درستی در مصاحبه نشان نمیدهد.
misplaying the rules can get you disqualified.
بازی با قوانین میتواند باعث حذف شما شود.
he kept misplaying his opportunities for advancement.
او به طور مداوم فرصتهای پیشرفت خود را از دست میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید