missus

[ایالات متحده]/'mɪsəz/
[بریتانیا]/'mɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانم (معادل میسیس)
Word Forms
جمعmissuss

جملات نمونه

I promised the missus I'd be home by eleven.

من قول داده بودم به همسرم که تا ساعت یازده به خانه خواهم رسید.

The missus is cooking dinner tonight.

همسر امشب شام درست می‌کند.

I have to check with the missus before making plans.

قبل از برنامه‌ریزی باید با همسرم مشورت کنم.

The missus is going shopping this afternoon.

همسر بعد از ظهر خرید می‌رود.

I need to ask the missus for permission to go out with friends.

برای بیرون رفتن با دوستان باید از همسرم اجازه بگیرم.

The missus is very talented at gardening.

همسر در باغبانی بسیار بااستعداد است.

I always consult with the missus before making big decisions.

قبل از گرفتن تصمیمات بزرگ همیشه با همسرم مشورت می‌کنم.

The missus is taking the kids to the park this weekend.

همسر آخر هفته بچه‌ها را به پارک می‌برد.

I appreciate how the missus keeps our home organized.

قدردانم که همسرم چگونه خانه‌مان را مرتب نگه می‌دارد.

The missus is attending a conference for work next week.

همسر هفته آینده در یک کنفرانس برای کار شرکت خواهد کرد.

I rely on the missus to remember important dates like birthdays and anniversaries.

من به همسرم تکیه می‌کنم تا تاریخ‌های مهمی مانند تولدها و سالگردها را به خاطر بسپارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید