mistimes

[ایالات متحده]/mɪs'taɪm/
[بریتانیا]/ˌmɪs'taɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. در زمان نامناسب چیزی گفتن یا انجام دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

mistimed opportunity

فرصت از دست رفته

جملات نمونه

It's important not to mistime your entrance during the performance.

هنگام اجرا، ورود خود را به اشتباه زمان‌بندی نکنید.

She mistimed her jump and fell flat on her face.

او زمان پرش خود را به اشتباه محاسبه کرد و رو به زمین افتاد.

The runner mistimed his sprint and lost the race.

دوچرخه‌سوار زمان دوی سرعت خود را به اشتباه محاسبه کرد و مسابقه را باخت.

I mistimed my response and missed the opportunity to speak up.

من زمان پاسخ خود را به اشتباه محاسبه کردم و فرصت صحبت کردن را از دست دادم.

They mistimed the release of the product, causing a drop in sales.

آنها زمان عرضه محصول را به اشتباه محاسبه کردند که منجر به کاهش فروش شد.

Don't mistime your punch or you'll leave yourself vulnerable.

زمان مشت خود را به اشتباه محاسبه نکنید، در غیر این صورت خود را آسیب پذیر خواهید کرد.

He mistimed his shot and missed the goal by inches.

او زمان شوت خود را به اشتباه محاسبه کرد و با اینچ‌ها به گل نرسید.

Mistiming the delivery of the message could lead to misunderstandings.

به اشتباه محاسبه کردن زمان ارسال پیام می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

The comedian mistimed his joke and the audience fell silent.

کمدین زمان شوخی خود را به اشتباه محاسبه کرد و تماشاگران ساکت شدند.

She mistimed her apology, making the situation even worse.

او زمان عذرخواهی خود را به اشتباه محاسبه کرد و وضعیت را بدتر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید