misread

[ایالات متحده]/mɪs'riːd/
[بریتانیا]/ˌmɪs'rid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نادرست خواندن؛ سوء تفاهم کردن؛ نادرست دیدن.

جملات نمونه

The general misread the enemy's intentions.

ژنرال قصد دشمن را نادرست خواند.

I misread ‘Mrs’ as ‘Mr’.

من 'خانم' را به عنوان 'آقای' نادرست خواندم.

misread our friendly concern as prying.

نگرانی دوستانه ما را به عنوان کنجکاوی نادرست خواندیم.

The driver misread an important signal.

راننده یک سیگنال مهم را نادرست خواند.

I had completely misread his intentions.

من کاملاً قصد او را نادرست خوانده بودم.

had she been completely misreading his intentions?.

آیا او کاملاً قصد او را نادرست خوانده بود؟

"He misread the date on the letter; it was December 17th, not 18th."

«او تاریخ را روی نامه اش نادرست خواند؛ 17 دسامبر بود، نه 18 دسامبر.»

Stepping aside Kite text messages Pine Sage.  It turns out the elder have misread Kite's scribbled evite.  It is too late for the elder to seek help at the last digital reversal.

با کنار رفتن، پیام‌های متنی Kite، Pine Sage. معلوم شد که بزرگترها دعوتنامه دست‌نویس Kite را نادرست خوانده‌اند. دیگر برای بزرگترها خیلی دیر شده است که در آخرین معکوس دیجیتال کمک بخواهند.

نمونه‌های واقعی

It's like misreading a treasure map and still finding the treasure.

این مثل این است که نقشه‌ای گنج را به اشتباه بخوانید و با این حال گنج را پیدا کنید.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

Target, frankly, misread the inventory they would need.

هدف، صریحاً، موجودیتی که به آن نیاز داشتند را به اشتباه خواند.

منبع: Financial Times

I don't usually misread situations like this.

من معمولاً چنین موقعیت‌هایی را به اشتباه نمی‌خوانم.

منبع: Billions Season 1

Nikki, is it possible you're misreading the signs?

نیکی، آیا ممکن است علائم را به اشتباه تفسیر کنید؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Turns out, people were misreading Kia's new logo.

ببینید، مردم لوگوی جدید کیا را به اشتباه تفسیر می‌کردند.

منبع: Wall Street Journal

Harvey said he misread the card he had been given.

هاروی گفت که کارتی که به او داده شده بود را به اشتباه خوانده است.

منبع: VOA Special December 2015 Collection

All you did was misread some numbers on a table.

شما فقط چند عدد روی یک میز را به اشتباه خواندید.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

I'm afraid you've misread the situation, my dear.

می‌ترسم شما وضعیت را به اشتباه خوانده باشید، عزيزم.

منبع: Lost Girl Season 2

" Mythology, in other words, is psychology misread as biography, history, and cosmology."

" اسطوره‌شناسی، به عبارت دیگر، روانشناسی است که به عنوان زندگی‌نامه، تاریخ و کیهان‌شناسی به اشتباه خوانده می‌شود.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

I blamed him for misreading a map. This has haunted me ever since.

من او را به خاطر خواندن اشتباه یک نقشه مقصر دانستم. از آن زمان تا کنون این موضوع مرا آزار داده است.

منبع: VOA Special February 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید