mitis

[ایالات متحده]/'mɪtɪs/
[بریتانیا]/'mɪtɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.آهن چکش‌خوار (که به عنوان فلز میتیس نیز شناخته می‌شود)
adj.ملایم; سبک

عبارات و ترکیب‌ها

mitis strain

سویه میتیس

mitis group

گروه میتیس

mitis species

گونه میتیس

mitis variant

نوع میتیس

mitis type

نوع میتیس

mitis infection

عفونت میتیس

mitis bacteria

باکتری میتیس

mitis culture

کشت میتیس

mitis isolate

جدایه میتیس

جملات نمونه

he took a mitis approach to resolve the conflict peacefully.

او رویکرد میانجی‌گرانه را برای حل صلح‌آمیز منازعه اتخاذ کرد.

the doctor prescribed a mitis treatment for the patient's condition.

پزشک درمان میانجی‌گرانه را برای وضعیت بیمار تجویز کرد.

they aim to create a mitis environment for learning.

آنها هدف ایجاد یک محیط میانجی‌گرانه برای یادگیری را دارند.

her mitis demeanor made everyone feel at ease.

حالت میانجی‌گرانه او باعث شد همه احساس آرامش کنند.

using a mitis tone can help in negotiations.

استفاده از لحن میانجی‌گرانه می‌تواند در مذاکرات کمک کند.

the teacher's mitis feedback encouraged the students.

بازخورد میانجی‌گرانه معلم، دانش‌آموزان را تشویق کرد.

she prefers a mitis style of communication.

او ترجیح می‌دهد یک سبک ارتباطی میانجی‌گرانه داشته باشد.

they adopted a mitis strategy to handle the situation.

آنها یک استراتژی میانجی‌گرانه را برای مقابله با این وضعیت اتخاذ کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید