mizenmasts

[ایالات متحده]/ˈmɪzənˌmæsts/
[بریتانیا]/ˈmɪzənˌmæsts/

ترجمه

n. دکل عقبی در یک کشتی

عبارات و ترکیب‌ها

mizenmasts height

قد لژ

mizenmasts rigging

سلسله لژ

mizenmasts sail

بادبان لژ

mizenmasts position

موقعیت لژ

mizenmasts structure

ساختار لژ

mizenmasts design

طراحی لژ

mizenmasts stability

پایداری لژ

mizenmasts maintenance

نگهداری لژ

mizenmasts construction

ساختمان لژ

mizenmasts features

ویژگی‌های لژ

جملات نمونه

the ship's mizenmasts were damaged in the storm.

خرپای سفینه در طوفان آسیب دیده‌اند.

they climbed the rigging to inspect the mizenmasts.

آنها برای بررسی خرپای سفینه به بالا رفتن از طناب‌ها پرداختند.

the crew worked tirelessly to repair the mizenmasts.

خدمه بدون خستگی برای تعمیر خرپای سفینه تلاش کردند.

strong winds can easily topple mizenmasts.

وزش بادهای شدید می‌تواند به راحتی خرپای سفینه را واژگون کند.

we need to secure the mizenmasts before setting sail.

ما باید خرپای سفینه را قبل از حرکت ایمن کنیم.

the design of the mizenmasts is crucial for stability.

طراحی خرپای سفینه برای حفظ تعادل بسیار مهم است.

during the inspection, the mizenmasts showed signs of wear.

در طول بازرسی، خرپای سفینه علائم فرسودگی نشان داد.

the captain ordered the crew to raise the mizenmasts.

کاپیتان دستور داد خدمه خرپای سفینه را بالا ببرند.

proper maintenance of mizenmasts ensures a safe voyage.

نگهداری مناسب از خرپای سفینه تضمین می‌کند که سفر ایمنی داشته باشید.

the mizenmasts played a vital role in the ship's performance.

خرپای سفینه نقش حیوی در عملکرد کشتی ایفا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید