mizzled

[ایالات متحده]/ˈmɪz.əld/
[بریتانیا]/ˈmɪz.əld/

ترجمه

v. به آرامی باریدن؛ به صورت نم نم باریدن

عبارات و ترکیب‌ها

mizzled rain

باران نم‌نم

mizzled morning

صبح نم‌نم

mizzled sky

آسمان نم‌نم

mizzled air

هوای نم‌نم

mizzled day

روز نم‌نم

mizzled landscape

منظره نم‌نم

mizzled view

نمای نم‌نم

mizzled path

مسیر نم‌نم

mizzled evening

عصر نم‌نم

mizzled twilight

نیمه‌شب نم‌نم

جملات نمونه

the morning was mizzled with fog, making it hard to see.

صبح با مه غبار گرفته بود و دیدن را دشوار می‌کرد.

she felt mizzled by the sudden change in plans.

او به دلیل تغییر ناگهانی برنامه ها احساس سردرگمی کرد.

the mizzled weather left everyone confused about what to wear.

هواى سردرگم باعث شد همه در مورد چه پوشيدنى مردد شوند.

his thoughts were mizzled after the long meeting.

بعد از جلسه طولانی، افکار او درهم و برهم شد.

the artist's vision became mizzled during the creative process.

در طول فرآیند خلاقیت، دیدگاه هنرمند دچار سردرگمی شد.

as the day progressed, the sky became increasingly mizzled.

با پیشرفت روز، آسمان به طور فزاینده ای ابری شد.

she was mizzled by the complex instructions.

او به دلیل دستورالعمل های پیچیده گیج شد.

the mizzled landscape created an eerie atmosphere.

منظره سردرگم، فضایی وهم‌آلود ایجاد کرد.

his memories of that day were mizzled and unclear.

خاطرات او از آن روز مبهم و غیرواضح بود.

after the storm, the air felt fresh but mizzled.

بعد از طوفان، هوا تازه اما گیج کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید