moat

[ایالات متحده]/məʊt/
[بریتانیا]/moʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خندقی عمیق و وسیع که دور یک قلعه یا دژ را احاطه کرده و معمولاً با آب پر شده است
vt. احاطه کردن با خندق

جملات نمونه

a castle girded by a moat;

قلعه‌ای که با خندق احاطه شده است;

he jumped from the window into the moat below.

او از پنجره به داخل خندق پایین پرید.

A moat separates the animals in the zoo from the spectators.

خندق حیوانات باغ وحش را از تماشاچیان جدا می‌کند.

The castle had a deep moat which emptied into the lake.

قلعه دارای خندی عمیق بود که به دریاچه تخلیه می‌شد.

Yan Sin Shoujun expansion, by anti-fortification, desilt moat, to step up war preparations Shou.

گسترش یان شین شوجون، با ضد استحکام، رسوب‌زدایی خندق، برای افزایش آمادگی جنگ شوش.

The city is square, the fence is 12 meters or so high, build by laying bricks or stones of outside and total brick, build on the wall have crenel, there is moat outside the wall.

شهر مربع است، حصار حدود 12 متر ارتفاع دارد، با قرار دادن آجر یا سنگ از بیرون ساخته شده و آجر کل، ساخته شده روی دیوار دارای برجک است، بیرون دیوار خندق وجود دارد.

Consisting of concentric circles of stone surrounded by a moat (called a "henge"), Stonehenge was constructed in several stages over thousands of years.

استونهنج که از دایره‌های متحدالمرکز سنگ تشکیل شده و توسط خندق احاطه شده است (که به آن "هنج" گفته می‌شود)، در طول هزاران سال در مراحل مختلف ساخته شده است.

نمونه‌های واقعی

There was a wide moat and a drawbridge.

گودالی عریض و یک پل متحرک وجود داشت.

منبع: L1 Wizard and Cat

You wanna get to the castle, groceries, you got to swim the moat.

می‌خوای به قلعه، مواد غذایی برسی، باید در گودال شنا کنی.

منبع: Gourmet food, prayer, and love

Under a full moon the beetles took an average of 21.4 seconds to reach the moat.

تحت نور کامل ماه، خفاش‌ها به طور متوسط 21.4 ثانیه طول می‌کشد تا به گودال برسند.

منبع: The Economist - Technology

The permits, granted by local governments for up to 30 years, are a moat against competitors.

مجوزها، که توسط دولت‌های محلی تا 30 سال صادر می‌شوند، سدی در برابر رقبا هستند.

منبع: The Economist

" The moat? " Tom leaped out of bed.

«گودال؟» تام از رختخواب بیرون پرید.

منبع: L1 Wizard and Cat

" I shall get the boat across the moat, " says Goat.

«من قایق را از گودال عبور خواهم داد،» می‌گوید بز.

منبع: I love phonics.

Who's in the moat today? - Shut up.

چه کسی امروز در گودال است؟ - خفه شو.

منبع: Gourmet food, prayer, and love

For " moat" people, it would be a " futile" effort.

برای افراد «گودال»، تلاش «بی‌ثمر» خواهد بود.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

He stepped closer to the moat.

او به گودال نزدیک‌تر قدم گذاشت.

منبع: L1 Wizard and Cat

Its has cageless habitats with only a moat between you and the local species and more exotic animals.

دارای زیستگاه‌های بدون قفس است که فقط یک گودال بین شما و گونه‌های محلی و حیوانات عجیب و غریب وجود دارد.

منبع: Vacation Travel City Guide: North America Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید